




۰۲
ابن معمار در نوروز سال ۳۴۶ (برابر ۹۷۴ میلادی) اشاره می کند که مردم در مصر نمایش سیار بسیار با شکوهی برگزار کردند. این نمایش توسط بازاریان انجام شد که از جمله فیل هایی را با تزئین هایی بسیار جالب توجه آراسته و ضمن بازی ها و نمایش هایی گوناگون، مسافت مبدأ تا مقصد شان را که قاهره بود، در طول سه روز طی کردند. در همین عصر، یعنی زمان عباسیان در ایام نوروز و به احتمال جشن های دیگر ایرانی، مراسم کارناوال یا جشن های سیار بر پا می شده است. در ایران در دوران آل بویه، نیز در بغداد و قاهره، از چنین مراسمی گزارش هایی لا به لای اوراق تاریخ ملاحظه می شود.
مراسم استقبال از نوروز، بسیاری پیش از فرا رسیدن سال نو آغاز می شد و همه حاکی از بشارت رسیدن بهار، سال نو و رستاخیز بود. انگیزه های دینی و ملی، هر دو دست به هم داده و این گونه شگفت، انتظار نوروز را با مراسم و جشن هایی پیش درآمد، درهم و همراه میکرد: چند روز به نوروز مانده در کوچه ها آتش افروز می گردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر که رخت رنگ به رنگ می پوشیدند و به کلاه دراز و لباس شان زنگوله آویزان می کنند و به رویشان صورتک می زنند. یکی از آن ها دو تخته را به هم می زند و اشعاری می خواند:
آتش افروز آمده
سالی یک روز آمده
آتش افروز صغیرم
سالی یک روز فقیرم
روده و پوده آمده
هر چی نبوده آمده
و دیگری میرقصید و بازی در میآورد. در این وقت میمون باز، بند باز، و لوطی، خرس به رقص و غیره کارشان رواج دارد و ترانه های ذیل خوانده می شود:
فلفلی مرده؟ نمرده،
چشماش که وازه تخم گرازه
نون خورده و جون نداره
دستش استخوان نداره
میل پشت بون نداره
امان از آش رشته
بابام بزغاله کشته
ننم سر کار آشه
دائیم قاشق تراشه
خانم می خوره می شاشه
دختر یه دندونه
سوار پوس هندونه
هندونه یُرغه میره
درخونه داروغه میره
شوورم زن کرده
پشتشو بر من کرده
یه نون ازم کم کرده
این یدونه نون پرپری
من بخورم یا اکبری؟
روز هایی پیش از عید، حاجی فیروز در کوی و برزن به راه می افتد. اغلب یک، دو نفر و یا بیشتر هستند. خودشان، صورت و گردن و دست ها را سیاه کرده و لباس سرخ و شلیته می پوشیند و کلاه مخروطی شکل مقوا ساخته بر سر می نهند و با دایره ای که به دست دارند ضرب گرفته و می خوانند: حاجی فیروزه، سالی یه روزه و انعامی دریافت می کنند. در خراسان و روستا های اطراف آن، حاجی فیروز را جیگی جیگی نه نه خانم می گویند و این عنوان اشعار و ترانه بلندی است که همراه با ضرب دایره می خوانند. همین ترانه را در مراسم ختنه سوران نیز می خوانند.
۱۴
جشن هولی (holy) یا جشن رنگ ها، از آداب و رسوم قدیمی مردم هند، امروز شنبه در سراسر این کشور برگزار شد.
هولی یکی از جشن ها ی سنتی مردم هند است که در آغاز فصل بهار بر اساس تقویم هندی برگزار می شود، این مراسم رنگ پاشی نشانه شادی مردم هند به ادامه زندگی و در واقع خرسندی از پیروزی نیکی ها بر بدی هاست، پاشیدن پودر های رنگی، سطل ها و بادکنک های پر از آب رنگی قابل شستشو بر روی یکدیگر از نشانه های این جشن سنتی در هند است. در جشن هولی که ریشه در باورهای اساطیری هندو ها دارد مردم هند از کوچک و بزرگ در آن شرکت و شهروندان غیر هندو نیز به نشانه ابراز دوستی در مراسم جشن رنگ شرکت می کنند. امروزه عده کمی از نسل جوان هند از فلسفه جشن هولی آگاهی دارند و تنها آنرا بهانه ای برای برگزاری جشن و شادی می دانند. در ایام این جشن که به مدت دو روز برگزار می شود، سراسر هند تعطیل رسمی است.
در اولین روز جشن هولی آتشی درست کرده و در حالی که دور آن می چرخند آب بر روی زمین می ریزند. همچنین مرسوم است ظرفی پر از دانه های جو در زیر این آتش برشته می کنند و پس از خاموش کردن آتش بذر ها را می خورند. در روز دوم ابتدا بصورت دسته جمعی می رقصند و بعد لباس هایشان را عوض کرده، شروع به بازی با رنگ می کنند در این مراسم رسم بر آن است که لباسی به رنگ سفید پوشید. در این روز آب های رنگی که در سطل ریخته اند را بر روی هم می پاشند و یا پودر ها را بصورت خشک به سر و صورت یکدیگر می ریزند و آب رنگی را در داخل بادکنک ریخته و آن را به طرف هم پرت می کنند. و دیگر آنکه خاکستر آتشی که از دیروز به جا مانده است را در داخل همان سطل های آب رنگی ریخته و بر روی هم می پاشند. باور عامه بر این است که خاکستر این آتش می توانند انسان را از بیماری ها محافظت کند. همچنین افسانه دیگری نیز وجود دارد که در این افسانه کریشنای جوان که پوست تیره ای داشت همیشه به رنگ پوست معشوقه خود رادها که پوست روشنی داشت حسادت می ورزید. یک روز کریشنا با شیطنت صورت رادها را رنگی می کند. از این به بعد بنا به این افسانه جوانان عاشق پیشه صورت معشوقه هایشان را برای ابراز عشق شان در این روز رنگی می کنند. در این روز همه دوست دارند اولین کسی باشند که طرف مقابل خود را رنگی نمایند. در این جشن مردم کدورت ها را کنار گذاشته و با پختن غذا های مخصوص این روز را جشن می گیرند. در بعضی نقاط هند این جشن تا پنج روز ادامه دارد.
لازم به ذکر است که این پودر های رنگی از گیاهانی مانند گیاه نیم، کومکوم، هالدی و غیره تهیه شده اند. همچنین بعضی از این رنگ ها از گیاهانی که در فصل بهار شکوفه می دهند مانند گل های درخت شعله جنگل تهیه شده اند، از این رو هندی ها اعتقاد دارند، این پودر ها به دلیل خاصیت درمانی و طبیعی بودن از بروز بیماری های شایع ناشی از تغییرات آب و هوا در فصل بهار مانند سرما خوردگی جلوگیری می نمایند و بعضا این بیماری ها را درمان می کنند. نکته جالب توجه آن است که این رنگ ها حتی پس از شستن کامل تا چندین روز بر سر و صورت و … افراد باقی می ماند و لباس هایی که رنگی شده اند نیز رنگ شان پاک نمی شود.
۲۵
چهارشنبه سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنج روز پنجه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می کنند.
در گاه شمار زرتشتیان یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقا ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماه ها به حساب می آمده و پنجه نامیده میشود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می شود. در این گاه شمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طور کلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هر کدام با نام خاصی نام گذاری می شود. ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روش کردن آتش جشن می گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می کنند و با همراه خانواده هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهند کرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت های آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.
در شاهنامه فردوسی اشاره هایی درباره بزم چهارشنبه ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روز های هفته است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می کنند و از آن می پرند آغاز می شود و در زمان پریدن می خوانند: زردی من از تو، سرخی تو از من در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک سازی مذهبی است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه سوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان، ارمنی ها، ترک ها، کرد ها و زرتشتی ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.
رقص با آتش
امروزه در شهر های سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن ها زیاد است، آتش بازی و انفجار ترقه ها و فشفشه ها نیز متداول است. در سال های اخیر، رسانه های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می دهند. البته مراسمی که امروزه برپا میشود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی احترامی به آن نماد تلقی می شود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
پیشینه
جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده است که جشنی ملی و مردمی است و چهارشنبه سوری نام گرفته است که طلایه دار نوروز است. جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا میگشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفته ها تقسیم نمی کردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشته است که به نام یکی از فرشتگان خوانده می شد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بوده است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب یوم الارباع خوانده می شد و از روز های شوم و نحس بشمار می رفت و بر این باور بودند که روز های نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب جشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند. مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان ایرانی بودهاند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.
برخی آیین های سوری
سال نو – کوزه نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به زیر افکنده و آن ها را می شکستند و کوزه نویی را جایگزین می ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلا ها و قضا های بد در کوزه متراکم می گردد که با شکستن کوزه، آن بلا ها دور خواهد شد.
آجیل مشگل گشای، چهارشنبه سوری
در گذشته پس ار پایان آتش افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می آمدند و آخرین دانه های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک میکردند و میخوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان تر می گردد و کینه و رشک از وی دور می گردد. امروزه اصطلاح نمک گیر شدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته است.
فال گوشی و گره گشایی
یکی از رسم های چهارشنبه سوری است که در آن دختران جوان نیت می کنند، پشت دیواری می ایستند و به سخن رهگذران گوش فرا میدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می گیرند.
قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می کشند تا شناخته نشوند و به در خانه دوستان و همسایگان خود می روند. صاحبخانه از صدای قاشق هایی که به کاسه ها می خورد به در خانه آمده و به کاسه های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.
شال انداختن
شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهر ها و روستا های همدان و زنجان حفظ کرده است. پس از خاموشی آتش و کوزه شکستن و فالگوشی و گره گشایی و قاشق زنی جوانان نوبت به شال اندازی میرسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال می ریزند و گرهای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می سازند که هدیه سوری آماده است. آنگاه شال انداز شال را بالا می کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری ها، کشمش نشانه پر آبی و پر بارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپید بختی است.
چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون
شیراز
افروختن آتش در معابر و خانه ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن، ورد های مخصوصی وجود دارد که زنان می خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنهای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.
اصفهان
افروختن آتش در معابر، کوزه شکستن، فالگوشی، گره گشایی و غیره کاملا متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.
تبریز
آتش بازی و گرهگشایی از قدیم معمول بوده است. آتش افروختن در این اواخر متداول شده است. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی شود اگر دوست یا مهمان و تازه واردی داشته باشند باید حتما شب چهارشنبه سوری خوانچهای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب پاشی از بام خانه ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن های خود بر یکدیگر آب می ریزند.
منتقدان چهارشنبه سوری
نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بودهاند که جشن های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشن ها از تقویم ایران کردند. در اسفند ماه سال ۱۳۸۸، آیت الله خامنه ای در پاسخ به سوالی در خصوص مراسم چهارشنبه سوری این مراسم را مستلزم ضرر و فساد دانست و خواستار اجتناب از آن شد. مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن احمق ها می دانست. آیتالله ابوالقاسم خزعلی گفته است امیدوارم عید غدیر جای نوروز را بگیرد.