توریسم « توریسم و گردشگری
pic
چشمه باباامان در کیلومتر ۱۰ جاده بجنورد - مشهد، به فاصله تقریبی ۳۰۰ متر از جاده، واقع شده‌است. آب این چشمه، جزء دسته آب‌های سولفاته کلسیک و سدیک است و مصرف آن صفراآور و ملین و تسهیل کننده اعمال گوارشی و دافع سموم است. این پارک دارای استخرهای متعدد و پارک جنگلی است و حدود ۴۰ هکتار وسعت دارد. در این تفرجگاه امازاده آی وجود دارد که به ...
pic
pic
بیشتر دیدنی های کیش شگفتی های است که طبیعت در طی سال های متمادی بوجود آورده و با دست بشر تغییراتی در آن ها ایجاد شده ‌است. یکی از شگقتی های کیش، سواحل آن است که واقعا زیبا است و کمتر نقاطی در دنیا می‌توان یافت که از لحاظ طبیعی این قدر دیدنی باشند، عمق کم آب، به دلیل شفافیت و زلالی آب کف دریا تا عمق چند متری قابل مشاهده است و به صورت ا...
pic
جنگل ابر یكى از دست ‌نخورده ‌ترین جنگل‌هاى ایران است كه در 35 كیلومترى شمال شرق سمنان قراردارد. جنگل ابر از جنگل‌های زیبا و خوش ‌آب و هوای استان سمنان است كه در 50 كیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستای ابر قرار دارد. این جنگل با 35 هزار هكتار وسعت در ادامه جنگل‌های سرسبز شمال كشور است و از...
pic
آبشار اخلمد نام آبشاری است در استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران. این آبشار در ۲ کیلومتری روستای قدیمی اخلمد جریان دارد. آهکی بودن جنس کوه‌های اخلمد باعث پیدایش حفره‌های ژرف مدور در زیر این آبشار شده ‌است. این دره دارای دیواره ‌های صخره‌ای با ارتفاع حدود ۲۰۰ - ۳۰۰ متر می‌باشد که یکی از بزرگ‌ترین مناطق برای ورزش مفرح سنگ نوردی...
بهمن

۱۰

تعویق ، رفتار عربستان در برابر زئران ایرانی را تصحیح می کند
کارگزاران زیارتی بر این عقیده ‌اند که حذف رقمی نزدیک به یک میلیارد دلار ارز از شبکه پولی عربستان که هر ساله به واسطه حضور عمره ‌گذاران ایرانی وارد این کشور می‌شود، موجب می شود که دیگر به زائران ایرانی بی‌ احترامی نکنند.
خانه شریعتی نشانی از موزه ندارد
چنانچه آثار و تالیفات علی شریعتی را مرده ‌ریگ وی برای معدود نخبگان جامعه فرض کنیم، شاید بتوان خانه به ‌جای مانده از وی را که چند سالی است به موزه بدل گشته، پلی ارتباطی میان عامه جامعه با این اندیشمند معاصر پنداشت. اما خانه‌ موزه شریعتی با گذشت سه سال از افتتاح از حداقل امکانات موزه‌ای چون راهنما محروم است.
عربستان ویزای گروهی صادر می کند
مقامات توریسم عربستان سعودی در راستای اجرای سیاست های جلب توریست، از این پس ویزای دسته جمعی برای توریست های غیر عرب صادر می کنند.
۸ کشته و ۱۲ مجروج در واژگونی قطـار تهران – مشهد
در پی خروج قطار سریع ‌السیر مشهد – تهران از ریل تا کنون ۷ تن کشته و ۱۲ تن دیگر مجروح شدند.
عصر روز دهم به نمایش درآمد
فیلم‌ سینمایی عصر روز دهم  آخرین ساخته مجتبی راعی شامگاه گذشته، دوم بهمن ماه، برای نخستین‌ بار و با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، رییس موسسه بین‌المللی گفت‌ و گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و جمعی از اهالی سینما و اصحاب فرهنگ به نمایش در آمد.
فروش اینترنتی بلیت قطارهای مسافری نوروزی آغاز شد
شرکت قطارهای مسافری رجا اعلام کرد فروش اینترنتی بلیت قطارهای مسافری نوروز ۸۹ با تخصیص ۳۰ درصد از کل ظرفیت قطارهای درجه یک آغاز می شود.
بـالا بـودن سـرعـت علت حادثه قطار مشهد اعلام شد
عضو کمیسیون بررسی سوانح راه‌آهن اعلام کرد: طبق بررسی‌های اولیه بالا بودن سرعت و عدم رعایت سرعت معین و مجاز برای ورود به ایستگاه، علت بروز سانحه‌ قطار مسافری مشهد – تهران بوده است.
باز هم حضور توپولف در آسمان ایران سانحه آفرید
هواپیمای توپولف اصفهان به مشهد با ۱۵۶ مسافر و ۱۳ خدمه در فرودگاه هاشمی‌نژاد مشهد دچار سانحه شد. این سانحه تاکنون ۴۲ زخمی داشته است.
تخریب بافت تاریخی، صنعت گردشگری یزد را نابود می‌کند
حفظ یا تخریب بافت تاریخی یزد به عنوان بزرگ ترین بافت خشت خام جهان، همواره محل مناقشه بوده است. طرفداران نوسازی شهری بافت تاریخی را فرسوده را خطاب می ‌کنند و نظر به نوسازی آن دارند این در حالیست که کارشناسان گردشگری اعتقاد راسخی به حفظ بافت با تمام اجزا و ارکان داشته و بافت تاریخی را ضامن رونق پایدار صنعت توریسم در یزد می‌دانند.
باید با تفکر تخریب بافت تاریخی یزد برخورد جدی شود
در پی اظهار نظر یکی از اعضای شورای اسلامی شهر یزد که از تخریب دو سوم بافت تاریخی گفته بود، عضو شورای مرکزی تشکل های دوستدار میراث فرهنگی یزد خواستار برخورد جدی سازمان میراث فرهنگی با این قبیل اظهارات شد.
بوی فاضلاب از قنات زارچ بلند است
قنات زارچ، یا فاضلاب زارچ مسئله این است. مدتهاست که که گردشگران با در پلمپ شده قنات زاچ رو به‌ رو هستند. قنات بوی فاضلاب می‌دهد و در حومه شهر هم کشاورزان دیگر از آب آن برای آبیاری محصولات کشاورزی استفاده نمی‌کنند.
مرگ قریب الوقوع بلوط‌ ها در جنگل‌های شمال
ورود آفت جدید به جنگل‌های شمال، این جنگل‌ها را با خطر آلودگی کامل و حتی نابودی درختان بلوط رو به‌ رو کرده است.
باز هم اشتباه یونسکو و بی‌ توجهی متولیان
در حالیکه تنها دو ماه از انتشار عکس مقبره ملاحسن کاشی به جای گنبد سلطانیه در سایت میراث جهانی (یونسکو) می‌گذرد، بار دیگر این اشتباه فاحش رخ عیان کرده است. اکنون در سایت میراث جهانی عکس بزرگی از مسجد جامع اصفهان در کنار توضیحاتی از میدان امام اصفهان (نقش جهان) قرار دارد.

منابع: دنیای سفر و گردشگری و CHN

اردیبهشت

۰۶

چالش های بیکاری و پارادوکس توسعه گردشگری در کلاردشت و مازندران ….

هدف این نوشتار بالا بردن سطح آگاهی عمومی نسبت به پیامدهای ناشی از برخی تصمیم های گرفته شده در یک فضای احساسی توسط سیاستگذاران کلان، در بعضی از استان ها و مناطق کشورمان، طی ۲۲ سال گذشته تاکنون است. همچنین تشویق دولتمردان کشورمان نسبت به در پیش گیری رویکردهای مبتنی بر خردورزی و پرهیز از رواج انگاره های مهر پیوند و مدل های تصمیم گیری خلق الساعه در سامانه های مدیریتی کشور، هدف تکمیلی این مقاله است.
امروزه مساله بیکاری به یکی از پرچالش ترین مسائل کشور تبدیل شده به گونه یی که سیاستگذاران کلان برای مقابله با بحران های احتمالی ناشی از این چالش استراتژیک، اقدام به ایجاد واحدهای کارآفرینی در بیشتر وزارتخانه های کشور کرده اند، استانداری ها نیز خواه به صورت علمی و کارشناسی شده و خواه غیرکارشناسی شده در برخورد با چالش یادشده، اقدام به تصویب مصوبه یا گشایش طرح هایی می کنند که اگرچه ممکن است مساله بیکاری را در کوتاه مدت حل کنند اما ممکن است برخی از آنها در درازمدت، پیامدها و خسارت های زیست محیطی جبران ناپذیری در پی داشته باشد. چالش بیکاری در زمان حال از یک سو به نادیده انگاری مدیران و سیاستگذاران کلان کشور در حوزه کنترل جمعیت در دهه ۱۳۶۰ برمی گردد (که طی این مدت میانگین نرخ رشد جمعیت سالانه ۳/۹ درصد بوده) و از دیگر سو به ناکارآمدی سامانه های آموزشی و پژوهشی وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری کشور ارتباط دارد. به سخنی دیگر، ناتوانی این دو نهاد پایه یی و علمی کشور در تربیت نیروهای کارآفرین، خلاق و ماهر، جامعه مدیریت کشور را غافلگیرکرده است. در این مقاله ضمن بررسی اوضاع بیکاری در ایران با رویکردی انتقادی به پارادوکس (تناقض) توسعه گردشگری و ارتباط معنی دار آن با مقوله اشتغال و بیکاری در کلاردشت، مازندران و ایران پرداخته می شود.
۱) آمار بیکاری در ایران
نشریه اقتصادی میس رشد بالای جمعیت، پایین بودن رشد اقتصادی، عدم توجه به طرح های کارآفرین، عملکرد نامطلوب نظام آموزشی در تربیت نیروهای ماهر، طرح ناموفق خصوصی سازی، وجود قوانین دست و پاگیر برای فعالیت های اقتصادی و ضعف ساختاری بازار کار را هفت عامل اساسی نرخ بالای بیکاری در ایران توصیف کرده است. این مجله می افزاید؛ در مورد عملکرد دستگاه های اقتصادی ایران در زمینه بیکاری، به تعداد آن دستگاه ها آمار و ارقام درباره نرخ بیکاری ارائه می شود. به عنوان مثال آمارهای ارائه شده در سال ۱۳۸۴ توسط معاون رئیس جمهور، وزیر اقتصاد و وزیر کار ایران در مورد بیکاری، کاملاً با یکدیگر متفاوت بوده است؛ ارقامی که از ۱/۴ تا ۱۱/۸ درصد را دربر داشته است در حالی که این نشریه نرخ بیکاری در ایران را طی سال های۱۳۸۰ تا ۱۳۸۶، بین ۲۰ تا ۲۵ درصد تخمین زده است.
۲) مقایسه اشتغال در ایران با کشورهای توسعه یافته
مطالعات در خصوص وضعیت آینده اشتغال در جهان نشان می دهد؛ بیشترین حجم اشتغال نیروی انسانی دنیا در سال ۲۰۴۵ میلادی، در بخش خدمات (مانند گردشگری) فعال خواهد بود. به طور دقیق تر طی ۳۶ساله آینده، ۳ درصد از حجم اشتغال دنیا در بخش کشاورزی، ۴ درصد در بخش صنعت و ۹۳ درصد در بخش خدمات فعال خواهد بود. در شرایط کنونی نیز کمترین میزان اشتغال در کشورهای توسعه یافته یی چون امریکا، آلمان و سوئیس با میانگین ۴ درصد اشتغال در بخش کشاورزی و بیشترین میزان اشتغال در آنها با میانگین ۷۵ درصد اشتغال در بخش خدمات جریان دارد. مابقی جریان اشتغال در بخش صنعت متمرکز است در حالی که این نسبت برای کشور ما ۲۶درصد در بخش کشاورزی، ۵/۳۱ درصد در بخش صنعت و۵/۴۲ درصد در بخش خدمات است.
۳) فضای اشتغال در کشور ما
اقدامات دولت نهم (در جریان برخی از سفرهای استانی) در زمینه حل بحران بیکاری، ممکن است ضمن گسترش بیکاری پنهان در بدنه کارشناسی دولت، بر اساس نظریه «اثرات جانبی» در دانش علوم سیستم ها منجر به پیدایش پویایی های نوینی شود که از قبل قابل پیش بینی نیست.
به عنوان مثال و به تازگی حل معضل بیکاری در برخی از مناطق حساس کشور به لحاظ مسائل زیست محیطی مانند استان مازندران تبدیل به دستاویزی برای بعضی شده تا به اسم توسعه صنعتی یا با ایده انتقال صنایع بزرگ مانند پالایشگاه و صنایع خودروسازی به آن منطقه، یا با ایجاد صنایع تولید شن و ماسه، آب معدنی و ماسک در منطقه گردشگری کلاردشت به خواسته های شخصی (و نه ملی) خویش برسند. این در حالی است که مزیت نسبی استان مازندران در شرق آن منطقه، کشاورزی و در غرب آن، گردشگری طبیعی(اکوتوریسم) است. به نظر می رسد تصمیم های ما در شرایط کنونی نباید به گونه یی اتخاذ شود که آیندگان مان پاسخگوی خطای احتمالی پیشینیان خود باشند.
۴) گردشگری و اشتغال در مازندران
بر اساس نظریه های علمی، ورود هر ۱۰ گردشگر به یک منطقه گردشگرپذیر، قابلیت ایجاد یک شغل را داراست.
بنابراین اگر مسوولان کشور و مازندران برای حل چالش های ناشی از اشتغال و معضل های بیکاری استان دغدغه دارند(که قطعاً چنین است) پس چرا با وجودی که سالانه حدود ۱۰میلیون گردشگر داخلی(بومی) وارد مازندران(به ویژه غرب استان) می شوند از آن به عنوان یک فرصت استثنایی برای ایجاد اشتغال استفاده نمی شود؟ قطعاً متولیان توسعه در کشور و مازندران اطلاع دارند که این حجم قابل توجه از گردشگر، قابلیت ایجاد یک میلیون شغل در مازندران را دارد در حالی که کل جمعیت بیکار مازندران در سال ۱۳۸۵، حدود ۸۵ هزار نفر بوده است.
برخلاف اینکه در سند چشم انداز ملی تاکید شده کشورمان در سال ۱۴۰۴، دست کم ۲۰ میلیون گردشگر جذب خواهد کرد و در سند چشم انداز توسعه مازندران نیز بر گسترش زیرساخت های گردشگری طبیعی در آن منطقه تاکید شده اما واقعیت های موجود از اجرا نشدن مفاد سند چشم انداز ملی و استانی در مازندران حکایت می کند چرا که در حالی که بر دروازه ورودی بسیاری از شهرهای غرب مازندران تابلوی «به شهر توریستی…. خوش آمدید» نصب شده، اما در بیشتر آنها زیرساخت های گردشگری مانند هتل، رستوران، پلاژ، تله کابین، قطارشهری، فرودگاه، پارک، جاده، بزرگراه، زیرساخت های اقامتی- تفریحی، زیرساخت های فناوری و فضاهای فرهنگی ایجاد نشده است.
یقیناً متولیان توسعه پایدار مازندران در تلاشند مفاد سند چشم انداز توسعه استان، تنها در حد واژه های دهن پرکن محدود نماند چراکه نظریه های علمی براین باور استوارند که چشم انداز بدون عمل خیالپردازی است و عمل بدون چشم انداز، وقت گذرانی.
۵) مقایسه گردشگری مازندران با جهان
دولتمردان کشورهای پیشتاز دنیا در حوزه گردشگری مانند فرانسه، اسپانیا و امریکا که به ترتیب سالانه حدود ۷۵ ، ۵۲ و ۴۰ میلیون نفر گردشگر جذب می کنند و از این طریق به ترتیب سالانه حدود ۳۶ ، ۴۱ و ۶۵ میلیارد دلار درآمد کسب می کنند، برای احداث خانه دوم (ویلا) در کشورشان، آنقدر مالیات های سنگین وضع می کنند تا کسی حتی فکر خانه دوم(ویلا) داشتن به ذهنش خطور نکند. اما در شهرداری ها و اداره های ثبت شهرستان های استان مازندران سالیانه چندصد و بلکه چندهزار قواره جواز و سند بابت ساخت خانه دوم(ویلا) برای افراد بومی و غیربومی صادر می شود که غالباً مرتبط با شبکه های رانتی است. برخی از مسوولان محلی این مناطق نیز به جای اینکه از روش های علمی و کارشناسی شده از گردشگران وارد شده به آن مناطق درآمد کسب کنند، با لحنی افتخارآمیز، صدور مجوز برای ساخت ویلا یا احداث دیوار(به دور زمین های فروخته شده توسط مردم یا اراضی ملی واگذار شده توسط دولت ها به افراد یا دستگاه های ویژه) را درآمدزایی تلقی می کنند.
در حالی که مطالعات تطبیقی نگارنده نشان می دهد درآمدزایی گردشگری در مناطقی چون داووس سوئیس، انسی فرانسه، چالمرز سوئد، آنتالیای ترکیه، دوبی امارات، کوالالامپور مالزی، کالیفرنیا امریکا و تورنتو کانادا متکی به ظرفیت های زیرساختی در زمینه گردشگری است اما در شهرها و شهرستان های مازندران، غالباً درآمدها ناشی از تغییر کاربری زمین است.
یکی از کارشناسان مسائل کلاردشت با مقایسه گردشگری این منطقه با مناطقی از آلپ اروپا با لحنی کنایه آمیز می گوید؛ «در آن مناطق (آلپ) وقتی برف می بارد همه ساکنان محلی خوشحالند، چرا خوشحالند؟ چون قرار است از طریق برف، پول پارو کنند. اما متاسفانه در کلاردشت (به دلیل فراهم نبودن زیرساخت های گردشگری زمستانه) هنگام بارش برف، بیشتر بومیان آن منطقه غمگینند، چرا غمگینند؟ برای اینکه باید برف پارو کنند،»
۶) پارادوکس توسعه گردشگری در کلاردشت
بین سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۷، تنها در منطقه کلاردشت از استان مازندران، حدود ۶۵۰۰ دستگاه ویلا (خانه دوم) ساخته شده است. طرح جامع کلاردشت که اکنون مشخص نیست سرانجام آن به کجا ختم شده، در نظر دارد در سال ۱۴۰۰ شمسی، تعداد ۱۲۵۰۰ ویلا (خانه دوم) در آن منطقه ایجاد کند و جمعیت غیربومی آن را به ۵۰ هزار نفر و کل جمعیت آن را به ۱۰۰ هزار نفر افزایش دهد و مشخص نیست این برنامه های غیرعلمی و این تصویرهای بی پایه در راستای کدام بند از مفاد سند چشم انداز ملی یا سند چشم انداز توسعه استان مازندران یا برنامه های توسعه یی کشور طراحی و تدوین شده است. این در حالی است که زیرساخت های توسعه محلی در آن منطقه مانند پهنای باند خیابان ها و جاده ها، آب آشامیدنی، مراکز اقامتی و سیاحتی و دیگر زیرساخت ها پاسخگوی جمعیت بومی آن منطقه در شرایط فعلی (۳۸ هزار نفر) نیست.
پرسشی که از متولیان توسعه کشور و مازندران قابل طرح است این است که کلاردشت در سند چشم انداز توسعه استان مازندران، به عنوان یک منطقه توریستی دیده شده یا اعیان نشینی؟ اگر قرار است کلاردشت و مناطقی در غرب مازندران از طریق اعیان نشینی، توریستی شوند پس فرمانیه، تجریش و نیاوران برترین مناطق توریستی آسیای جنوب غربی اند. گردشگری در مازندران با کدام یک از استانداردهای جهانی، همخوانی دارد؟ در حالی که کشورهای با اقتصاد دانایی محور برای احداث خانه دوم (ویلا) در کشورشان، آنقدر مالیات های سنگین وضع می کنند تا کسی حتی فکر خانه دوم (ویلا) داشتن هم به ذهنش خطور نکند اما دولت های مختلف طی ۲۲ سال گذشته تاکنون در کشور ما، بخش قابل توجهی از اراضی ملی و جنگل های کلاردشت، غرب مازندران و البرز مرکزی را با تشویق و با هدف ایجاد ویلا و شهرک سازی یا انبوه سازی توسط کارمندان شان و ثروتمندان، به آنها واگذار کرده اند.
یکی از مسوولان ارشد استان مازندران در زمستان ۱۳۸۵ (قطعاً با نیت خیرخواهانه و) با هدف فراهم سازی زمینه های اشتغال در منطقه توریستی کلاردشت، یک واحد صنعتی «تولید ماسک» را گشایش کرده است که ابداً با ماموریت های گردشگری آن منطقه همخوانی ندارد، این در حالی است که هتلً معروف به «هتل تله کابین» مشرف به شهر کلاردشت که پیشینه احداث آن به حدود ۴۰ سال پیش بازمی گردد و قابلیت ایجاد حداقل ۷۰۰ فرصت شغلی را داراست، همچنان نیمه ساخته و مخروبه باقی مانده است.
پرسش قابل طرح در این باره آن است که چرا متولیان توسعه در کشورمان به جای دیدگاه های علمی جدید و آینده نگرانه، دیدگاه ایستای نفتی را دنبال می کنند؟ مگر نه اینکه در سند چشم انداز ملی و استانی بر «دانش بنیان یا دانایی محور» شدن اقتصاد ایران و مازندران طی ۲۰ساله آینده تاکید شده است؟ اقتصاد ایران چگونه قرار است «دانش بنیان» شود در حالی که…؟
منطقه کلاردشت سالانه پذیرای حدود یک میلیون گردشگر داخلی بوده و از لحاظ پذیرش جهانگرد (گردشگر خارجی) نیز در سطح استان مازندران، رتبه نخست را داراست.
بنابراین بر مبنای نظریه های علمی، این حجم از گردشگر قادر است برای دست کم ۱۰۰ هزار نفر شغل ایجاد کند. این در حالی است که بر اساس آمار سال ۱۳۸۵، کل جمعیت بخش کلاردشت حدود ۴۰ هزار نفر گزارش شده است. مگر حجم «جمعیت بیکار» در بخش کلاردشت چقدر است که برای حل این معضل اقتصادی- اجتماعی الزاماً باید به رویه هایی غیرعلمی و غیرکارشناسی روی آورد؟ برخی دیگر از شبکه های وابسته به رانت نیز به بهانه ایجاد اشتغال و توسعه گردشگری، آمایش سرزمین مناطق استثنایی و بسیار حساس به لحاظ مسائل زیست محیطی چون دریاچه ولشت و سیاه بیشه را به هم زده اند.
۸) جمع بندی؛ سخنی با دولتمردان
اگرچه این مقاله دو موضوع مجزا یعنی پارادوکس توسعه گردشگری و چالش های بیکاری را در کشورمان مورد واکاوی قرار داده اما نگارنده کوشیده است ارتباط معنی دار بین آنها را به مخاطبان منتقل کند.
با توجه به اینکه بحران بیکاری موجود در جامعه امروز کشورمان ارتباط مستقیم با افزایش بی رویه جمعیت در دهه ۱۳۶۰ دارد، اما یکی از دولتمردان کشورمان در سال های ۸۵ و ۸۶ و طی چند مرحله اعلام کرده است؛ کشور ما ظرفیت پذیرش جمعیت ۲۰۰ میلیون نفری را هم دارد. این در حالی است که مطالعات نگارنده نشان می دهد ظرفیت مدیریتی کشور در شرایط فعلی، توان تحمل تنها ۴۰ میلیون نفر جمعیت را داراست.
نتایج حاصل از این نوشتار حاکی از آن است که برخلاف اینکه نسل جوان و جویای کار به همراه جامعه مدیریت کشورمان با بحران بیکاری دست و پنجه نرم می کنند اما دولتمردان، مدیران و سیاستگذاران کلان کشورمان درصددند این بحران اقتصادی- اجتماعی را در برخی از استان ها به شیوه های سنتی و غالباً غیرعلمی مرتفع سازند. با توجه به اینکه در سند چشم انداز ملی ۲۰ ساله تاکید شده کشورمان در سال ۱۴۰۴، دست کم ۲۰ میلیون گردشگر جذب خواهد کرد و با توجه به اینکه این حجم قابل توجه گردشگر قابلیت ایجاد دو میلیون شغل را دارد، بنابراین کافی است دولتمردان و سیاستگذاران کلان روی این بخش پردرآمد و باارزش از اقتصاد کشورمان سرمایه گذاری کنند- صدالبته با نظارت دقیق و علمی مجلس شورای اسلامی.

کوروش برارپور

شهریور

۲۷

همچنان که در ادبیات کشورهای در حال توسعه، محققان و صاحبنظران از موقعیت‌ توجه محض به جنبه‌های اقتصادی، توسعه و الزامات سیاسی آن، به موقعیت ملاحظه هم زمان کلیه جنبه‌های آن بویژه جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن چرخش کرده‌اند در ادبیات جهانگردی بین‌المللی که در برخی از این کشورها بخشی اساسی در فرآیند توسعه آنها محسوب می‌شود توقع چنین چرخشی کاملا مشهود است. به عبارت دیگر، در دو دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی بر خلاف‌ دهه‌های گذشته که محققان کشورهای در حال توسعه، موضوع جهانگردی بین‌المللی را در چارچوب آثار اقتصادی آن، بویژه ایجاد درآمدهای ارزی که عامل تولیدی کمیاب در این کشور است.

ـ مورد مطالعه، تحلیل و ارزیابی قرار می‌دادند آثار غیر اقتصادی ورود جهانگردان خارجی به این کشور،‌ بویژه آثار منفی آن موجب پیدایش و گسترش مطالعات روزافزونی در زمینه این آثار شده است. برای مثال، یکی از این مطالعات با بررسی میدانی آثار اجتماعی و فرهنگی ورود جهانگردان خارجی به دو جزیره یونانی به نتایج زیر رسیده است:

«در هر دو جزیره، جوانان جشن‌های سنتی محلی را قدیمی محسوب می‌کنند و آنها را تنها مناسب نسل گذشته می‌دانند. آنان این جشن‌ها را با نحو لذت‌جویی جهانگردان خارجی از فعالیت‌های امروزی مقایسه می‌کنند. مردم دیگر کمتر در جشن‌های سنتی حضور می‌یابند، هم به دلیل اینکه این جشن‌ها عموما در تابستان برگزار می‌شود و آنان نمی‌خواهند مشاغل جهانگردی خود را ترک کنند و هم اینکه سبک زندگی آنان دگرگون شده است. میزان این دگرگونی در جزیره آیوس (IOS) چشمگیر بوده،‌ زیرا جشن‌های محلی همواره فرصتی بوده است تا آحاد طبقات اجتماعی و اقتصادی را به هم نزدیک کند و به جزیره‌نشینان کمک کرده تا وجود خود را با نشانه‌های هویت فرهنگی مشترک مانند سرودها ابراز نمایند. افراد مستقر در جزیره از این شکایت دارند که جوانانشان وقت خود را در بارها و میخانه‌ها تلف می‌کنند و پول خود را خرج عیاشی با زنان جوان جهانگرد خارجی می‌نمایند… در آیوس، جوانان معیارهای زندگی جهانگردان را الگو قرار می‌دهند و با غرور تمام اعلام می‌کنند که برای تعطیلات زمستانی به اروپا می‌روند. آنان جوانان آتنی (پایتخت یونان ـ مترجم) را امل می‌دانند. زیرا نمی‌دانند که چه لباس‌هایی بپوشند و قادر نیستند به تعطیلات زمستانی در اروپا بروند… نقش خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی و اجتماعی نیز دگرگون شده است. امروزه نقش پدر مورد تردید واقع شده زیرا فرزندان بزرگتر ـ که معمولا درکسب و کار جهانگردی موفق بوده‌اند ـ دیگر در برنامه‌های سرمایه‌گذاری خانواده حرفی برای گفتن ندارند. در بسیاری از موارد، این دگرگونی‌ها بر بروز تضاد و رقابت در امر تملک ثروت و دارایی خانواده منجر شده است…»

اینها همه نشانه‌ برخورد و عدم تطابق طبیعی یا اجتناب‌ناپذیر نیازها و علایق جهانگردان خارجی که اکثرا از کشورهای صنعتی غرب می‌آیند ـ‌ با ارزش‌ها، باورها، سنتها و به طور کلی، فرهنگ جوامع میزبان در کشورهای در حال توسعه است. در حالیکه طبق مطالعه فوق، برخی گروه‌های اجتماعی به آثار فرهنگی ورود جهانگردان خارجی حساسیتی نشان نمی‌دهند و حتی آن را مشتاقانه می‌پذیرند گروه‌های دیگر آن را به منزله اهانت و بی‌احترامی به مقدسات جامعه خود می‌پندارند و به طرق مختلف درصدد مقابله با آن بر می‌آیند.

برخی از محققان ریشه حرکتهای ضد جهانگردی خارجی را به طور کلی به سه عامل نسبت داده‌اند. عامل اول، بسط افکار برخاسته از «دیدگاه‌های مکتب وابستگی» در امر تجلیل فرآیند توسعه در برخی کشورهای عقب‌مانده است که در دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. این مکتب ورود جهانگردان خارجی به کشورهای در حال توسعه را عامل رشد طبقه سرمایه‌داری وابسته و ضد ملی می‌داند که به خاطر تأمین نیازهای تجملی جهانگردان غربی منابع جامعه را مصرف می‌کند:

«عامل انحطاط بورژوازی ملی در کشورهای عقب‌افتاده، اساسا بورژوازی غربی است که به شکل جهانگردان حریص برای کازینوها، رنگارنگی طبیعت و تفریح به این کشورها وارد می‌شوند. بورژوازی ملی مراکزی را برای استراحت و آسایش بورژوازی غربی و امکاناتی را برای برآوردن امیال آنها ایجاد می‌کند. همه اینها به نام جهانگردی و به نام ایجاد یک صنعت ملی انجام می‌شود. خوب است تا یک لحظه به آنچه در آمریکا لاتین اتفاق افتاده نظری بیندازیم. کازینوهای هاوانا (در کوبا) و مکزیکو (در مکزیک) و تفریحگاه‌های ساحلی در ریو (در برزیل)، دختران کوچک برزیلی و مکزیکی، نوجوانان نیمه سیر، بنادر آکاپولکو و کوپاکابانا، همه و همه نشانه‌های ننگ‌آور و پوچی طبقه متوسط است که به دلیل تهی بودن از عقاید و ارزشها، عرضه کاری بهتر از عهده گرفتن نقش کارفرمایان غربی را ندارند و در عمل کشور خود را به عنوان فاحشه خانه‌ای برای اروپا مهیا می‌کنند.»

عامل دوم به تأثیر مخرب جهانگردان خارجی بر وضعیت زندگی زنان و کودکان جوامع جهانگردپذیر در حال توسعه، بویژه بهره‌کشی جنسی از آنها مربوط می‌شود. نمونه‌های بسیاری از این نوع بهره‌کشی در برخی مقصد‌های جهانگردی در آسیا دیده و مستندسازی شده است. عامل سوم، تضاد در رفتار جهانگردان خارجی با ارزشهای مذهبی در جوامع در حال توسعه است.

این عوامل، در مجموع پیدایش و حضور روزافزون گروه‌های ذینفع در زمینه آثار اجتماعی و فرهنگی جهانگردی بین‌المللی در جوامع در حال توسعه را در پی داشته است. این گروهها به صورت سازمان یافته یا غیر آن برعلیه آن اشکال جهانگردی خارجی که مغایر با اعتقادات، ارزش‌های اخلاقی و فرهنگ آنهاست فعالیت می‌کنند. یک نمونه از این فعالیت‌های سازمان یافته که مستندسازی شده فعالیت مردم منطقه گوا (GoA) در هند است. این منطقه که پس از نزدیک به پنج قرن سابقه حکومت استعماری پرتقالی‌ها در آن، در سال ۱۹۶۱ به هند ضمیمه شد در سال ۱۹۹۲ حدود ۲/۱ میلیون نفر جمعیت داشت،‌بازاریان جهانگردی با تبلیغ جاذبه‌های فرهنگی و امکانات ساحلی آن جهانگردان خارجی بسیاری را به منطقه جذب کرده‌اند به نحوی که تا سال ۱۹۹۰، نزدیک به ۷۰ هتل در این منطقه ایجاد شده بود. در اواخر این سال یک گروه مبارز گوایی متشکل از جوانان، کارگران، دانشجویان و دیگر گروهها یک بیانیه ۵ قسمتی علیه توسعه سریع و بیش از حد هتل‌ها و تفریحگاه‌های پنج ستاره منتشر کردند. در این بیانیه آنان خواستار توقف ایجاد این هتلها و یا گسترش آنها شده و دولت این منطقه را به عدم تبانی با هتل‌داران هشدار دادند و در صورت عدم اجرای خواسته‌هایشان دولت را به اخلال در برنامه‌های جهانگردی تهدید کردند. مهتا (Mehta) درباره تأثیر ورود جهانگردان جوان غربی و دیدگاههای بی‌بند و بارانه آنان درباره جنس مخالف و مواد مخدر بر جامعه گوا که جامعه اساسا کاتولیک مذهب هستند اینطور نوشت:

«دختران دانش‌آموز مسیحی تفریحگاه کالینگوت را به عنوان یک گذرگاه مورد استفاده قرار می‌دادند. این دانش‌آموزان را سرپرستان آنها که خود را با لباس و پوشش راهبه‌ها کاملا پوشانده‌اند هدایت می‌نمودند تا به آن طرف تفریحگاه که محل تدریس دروس مذهبی است برسانند. برای یک لحظه، این شوک را تصور کنید که این دوشیزگان که تحت مراقبت شدید راهبه‌ها هستند با صحنه‌ای از صدها انسان عریان که از هر رنگ ملیتی هستند و در شنهای ساحلی در آغوش هم فرورفته‌اند روبرو شدند».

علاوه بر مردم کشورهای در حال توسعه جهانگردپذیر که بر علیه جهانگردی مغایر با ارزش‌های فرهنگی در جامعه خود برپا خاسته‌اند برخی کشورهای جهانگرد فرست نیز ضوابطی علیه این نوع جهانگردان وضع کرده‌اند. برای مثال جهانگردان آلمانی که در مقصدهای جهانگردی جرایم جنسی علیه نوجوانان زیر ۱۴ سال غیرآلمانی مرتکب شده باشند در آلمان مورد تعقیب قرار می‌گیرند. نهضت مقابله با آثار فرهنگی و اجتماعی منفی جهانگردی تا به آنجا پیش رفته است که نخستین اجلاس جهانی فعالان جهانگردی (the first Network Meeting) (of Tourism Activists) که در دسامبر ۱۹۹۱ در قبرس برگزار شد در بیانیه پایانی خود یک تعریف جدید و منفی از جهانگردی بین‌المللی ارائه کرد:

«جهانگردی اساسا برابر است با تجاری کردن نیازهای بشری به سفر که در جهت منافع مادی مبلغان گسترش جهانگردی و به زیان مردم جوامع جهانگرد‌پذیر و محیط‌زیست آنها انجام شود.»

آیا از مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت که ورود جهانگردان خارجی به کشورهای در حال توسعه باید متوقف شود؟ همانطور که در قسمت بعد معلوم خواهد شد اولا، چنین نیست که عموم جهانگردان خارجی در پی لذت‌جویی محض و مغایر با فرهنگ جوامع میزبان باشند. در واقع بخشی از جهانگردان بین‌المللی یعنی جهانگردی فرهنگی می‌تواند خود عامل تشویق کشورهای در حال توسعه به حفظ و عرضه میراث فرهنگی خود باشد. ثانیا برخی دولتها و سازمانهای غیر دولتی بین‌المللی در واکنشی که قصد تصحیح آثار فرهنگی جهانگردی خارجی را دارد نکات اخلاقی را در برنامه‌های تبلیغاتی جهانگردی گنجانده‌اند. برای مثال طی، کنفرانسی که در اوایل دهه ۱۹۸۰ در آسیا برگزار شد شرکت‌کنندگان نکات اخلاقی را که جهانگردان بازدید کننده از این منطقه باید رعایت کنند مدون نمودند. (مأخذ)

در برخی کشورها نیز سازمان‌های جهانگردی اقدام به انتشار جزوه‌های معروف «سفر یا جهانگردی مسؤولانه در قبال ارزش‌های اخلاقی و محیط زیست» جامعه خود کرده‌اند. در این جزوات معمولا سه اصل اساسی در چنین مسافرتهای مسؤولانه گوشزد می‌شوند که عبارتند از: ۱ـ شناخت و درک فرهنگ کشور میزبان ۲ـ احترام گذاشتن به آن و بذل توجه نسب به مردم کشور میزبان ۳ـ برخورد مسؤولانه و انسانی با محیط زیست جامعه میزبان.

پیامدهای فرهنگی منفی جهانگردی خارجی
مطالبی که در بالا ارائه شد معرف تصور بسیار بدبینانه‌ای از تأثیر رفتار جهانگردان خارجی بر فرهنگ و اجتماع کشورهای در حال توسعه بود. مغایرت رفتار برخی جهانگردان خارجی با باورها، اعتقادات و ارزش‌های اجتماعی در جوامع در حال توسعه را چگونه می‌توان تبیین کرد و در مرحله بعد از بروز چنین رفتارهایی جلوگیری کرد؟ دولتها در کشورهای در حال توسعه بسته به چگونگی موازنه درجه اهمیت آثار اقتصادی مثبت جهانگردی خارجی مانند ایجاد اشتغال و درآمدهای ارزی و در مقابل،‌ آثار فرهنگی و اجتماعی منفی ورود جهانگردان خارجی ـ که شمه‌ای از آن در قسمت اول بیان شد ـ گزینه خاص خود را اختیار می‌کنند. برای مثال، آنچه برای دولت ایران در سال‌های قبل از انقلاب اهمیت داشت آثار اقتصادی ورود جهانگردان خارجی بود و به همین دلیل برای مثال، در آن سال‌ها شهری چون آبادان به مرکز جذب اعراب خوشگذران از منطقه خلیج فارس بدل شده بود که امکانات خوشگذرانی مانند میخانه‌ها و قمارخانه‌ها را در کشور خود نمی‌توانستند بیابند (به دلیل ممنوعیت ایجاد چنین مراکزی در این کشورها). در واقع، چه در گذشته و چه اکنون برخی از کشورها، از این نظر که جهانگردی خارجی می‌تواند عامل تسریع رشد اقتصادی در اجرای برنامه‌های توسعه آنها باشد سیاست بی‌طرفی در قبال آثار فرهنگی و اجتماعی منفی جهانگردی خارجی را اتخاذ کرده‌ و می‌کنند. در چنین کشورها یا مناطقی که جامعه «گوا» در هند یک نمونه آشکار آن است گروههای اجتماعی، خود به اعتراض علیه رفتارهای ضد ارزشی جهانگردان خارجی برمی‌خیزند و سعی‌ می‌کنند تا این سیاست بی‌طرفانه دولت خود را تحت تأثیر قرار دهند. در مقابل، جامعه‌ای چون ایران یافت می‌شود که دولت آن شدیدا بر رعایت ملاحظات فرهنگی توسط جهانگردان خارجی بازدیدکننده از کشور تأکید دارد و منافع اقتصادی جهانگردی خارجی را در چارچوب این ملاحظات ارزشگذاری می‌نماید.

همانگونه که قبلا گفته شد بازار تقاضا برای جهانگردان خارجی در کشورهای در حال توسعه بسته به نوع انگیزه این جهانگردان برای سفر، از اجزای متفاوتی تشکیل می‌شود. در واقع، تقسیم‌بندی جهانگردان به جهانگردان تفریحی، ورزشی، فرهنگی و امثال آن از همین تنوع تقاضا ناشی می‌شود مطالعات متعددی درباره انگیزه افراد از جهانگردان خارجی انجام گرفته است.

این مطالعات ضمن آنکه همگی، در انواع تقاضای جهانگردی خارجی (به استثنای آن نوع تقاضاهایی که از ملاحظات کسب و کار مانند مهاجرت و تحصیل در خارج از کشور ناشی می‌شود) ضمیمه مشترک جستجوی جهانگردان برای تجربه‌ای جدید در زندگی را یادآور می‌شوند، با توجه به انگیزه‌ جهانگردان خارجی از سفر آنها را به بازارهای مختلفی تقسیم‌بندی می‌کنند که در هر بازار، امکانات مادی و غیرمادی خاص آن دسته جهانگردان باید تأمین شود. برای مثال، یکی از محققان، براساس انگیزه جهانگردان از سفر، این چهار نقش را برای جهانگردان خارجی قائل شده است: جهانگردی گروهی سازمان یافته، جهانگردی فردی، جهانگردی جستجوگرانه و جهانگردی گریز از محیط خودی.

جهانگردانی که در گروه اول جای می‌گیرند کمترین ریسک را در سفر می‌پذیرند و در طی سفر همان شرایط و امکانات زندگی در محیط اصلی خود را می‌خواهند. در مقابل، جهانگردی که از محیط خودی گریخته است سعی می‌کند تا حد ممکن خود را در فرهنگ جامعه میزبان غرق کند. به عبارت دیگر، برخی جهانگردان آمادگی دارند تا هر نوع محدودیتی را بپذیرند تا بلکه به فهم عناصر یک فرهنگ دیگر (فرهنگ جامعه میزبان) دست یابند.

جهانگردان باستان‌شناس از این گروه هستند که در تلاش برای برقراری تماس مستقیم با اعضای جامعه میزبان حاضرند از رفاه هتلهای پنج ستاره بگذرند و در مکانهایی اقامت نمایند که به رغم نداشتن امکانات رفاهی معمول در جامعه آنها،‌امکان برقراری این نوع تماس را فراهم می‌کند. به این ترتیب، با توجه به انگیزه جهانگردان از سفر، جامعه جهانگرد پذیر برای هرگروه از جهانگردان باید امکانات و تسهیلات مادی و غیر مادی خاص آن را فراهم کند. جهانگرد باستان‌شناس عمدتا علاقه‌مند به ملاقات مردم محلی، مصرف مواد غذایی بومی و صحبت کردن به زبان جامعه میزبان است، جهانگرد باستان‌شناس عمدتا علاقه‌مند به دیدن مکانهای باستانی و مطالعه تمدنهای قدیمی است، جهانگرد طبقه یک یا درجه یک در بهترین هتلها اقامت می‌کند و به بهترین رستورانها می‌رود و…

طبیعی است که با توجه به این گوناگونی گسترده نیازهای روحی و مادی جهانگردان خارجی، هیچ منطقه‌ای را نمی‌توان یافت یا دست‌کم می‌توان گفت که کمتر منطقه‌ای قادر است کلیه انواع جهانگردان را جذب نماید. نکته مهمی که درباره این نیازهای روحی و مادی باید گفت و ارتباط با موضوع مقاله حاضر پیدا می‌کند آن است که آنها با فرهنگ جامعه میزبان یا در تضاد قرار می‌گیرند یا انطباق دارند یا ترکیب‌های گوناگونی از این دو حالت را پیدا می‌کنند. برای مثال، جهانگردانی که آب و هوای سواحل مدیترانه‌را دوست دارند و در استمرار سبک زندگی خوب در کشورهای غربی شنا کردن و استراحت در این سواحل را می‌طلبند نیازهایشان در تضاد با ارزشهای مقبول و اعلام شده جامعه ایران قرار می‌‌گیرد. نکته اینجاست که دولت ایران، چنین نیازهایی را صریحا مغایر با سیاست فرهنگی خود می‌داند و طبیعتا چنین جهانگردانی را نمی‌توان و نباید جذب کرد.

بعضی جهانگردان خواستار تماس مستقیم با مردم جامعه میزبان هستند. در زمان سلطه رژیم‌های کمونیستی در کشورهای اروپایی شرقی طبیعتا به سختی می‌توانستند پذیرای چنین جهانگردانی در جامعه خود باشند.

از بحث فوق این نتیجه بدست می‌آید که هریک از مناطق جهان با توجه به ویژگی‌های اقتصادی، جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی و بویژه سیاست‌های جهانگردی دولت خود می‌تواند پذیرای گروه خاص از جهانگردان باشد و میزان انطباق نیازهای مادی و غیرمادی جهانگردان خارجی یا این ویژگی‌ها و بویژه ملاحظات فرهنگی در سیاست‌های جهانگردی این دولتها، وسعت بازار تقاضای جهانگردی در هر منطقه را مشخص می‌کند. در این جا نکته مهم این است که هر دولتی در راستای امکانات جامعه خود و هدفهای اقتصادی و غیر اقتصادی، سیاست مناسب برای جذب جهانگردان خارجی را اختیار کند و توجه به این نکته برای کشوری چون ایران که دولت آن شدیدا مراقب عدم برخورد امیال جهانگردان خارجی با عناصر خرد و کلان فرهنگ جامعه خودی است و در ضمن آن، گسترش جهانگردی خارجی را به عنوان راهی برای کسب درآمدهای ارزی و نیز معرفی فرهنگ خودی به جهانگردان تعقیب می‌کند بسیار حائز اهمیت است.

شرایط، امکانات و سیاست‌های لازم برای جذب جهانگردان خارجی
هر چند داده‌های لازم در دسترس نیست اما به نظر می‌رسد توزیع جهانگردان خارجی از نظر انگیزه‌های سفر که در قسمت قبل به آن اشاره شد ـ و در نتیجه، از نظر شرایط و امکانات مادی و غیر مادی مورد نیاز برای جذب آنها به مثابه منحنی توزیع نرمالی می‌باشد که بخش اعظم سطح این منحنی را جهانگردان غربی پر کرده‌اند و بخش اعظم این جهانگردان نیز در پی دستیابی به تجربه جدید از زندگی در محیط‌های دیگر هستند، اما تجربه‌ای که در آن سبک زندگی غربی تا حد زیادی تکرار شود.

سطحی از منحنی توزیع نرمال که جهانگردان غربی آن را می‌پوشانند
یک واقعیت کتمان‌ناپذیر این است که جامعه فعلی ایران هم به دلیل امکانات اقتصادی خود و مهمتر از آن به دلیل پررنگی ملاحظات فرهنگی در سیاستهای جهانگردی خارجی نمی‌تواند پذیرای این گروه انبوه از جهانگردان خارجی باشد. البته گفتنی است که رژیم گذشته سعی نمود تا کمبودها و کاستی‌های امکانات مؤثر در جذب جهانگردی خارجی بویژه جهانگردان ثروتمند غربی را برطرف کند اما حتی اگر رفع این کمبودها دوباره و در دستور کار سیاستگذاران نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد اولا این اقدام در برخی از موارد با اقتضائات فرهنگی سیاست جهانگردی کشور تناقض پیدا می‌کند (مانند تسهیل سرمایه‌‌گذاری‌ چند ملیتی در ایجاد هتلهای پنج ستاره) و ثانیا، مانع دوم که همان اولویت اقتضائات فرهنگی در سیاست جذب جهانگردان خارجی است باقی می‌ماند.

پس چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد سازمان‌های جهانگردی کشور بویژه معاونت سیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که مسؤولیت اصلی تحقق هدفهای کمی جذب جهانگردان خارجی در چارچوب ملاحظات و محدودیتهای فرهنگی را برعهده دارند که بازار تقاضای آن گروه از جهانگردان خارجی را که عموما به نام جهانگرد فرهنگی شناخته شده‌اند به شیوه‌های مختلف مورد تجربه قرار دهند تا کشور به حداکثر سهم ممکن از این بازار دست‌ یابد. منظور ما این است که از طریق این مطالعات فرصتهای نسبتا محدود، جذب این جهانگردان شناسایی شده و مورد بهره‌برداری قرار گیرد نه آنکه در تاریکی گام برداریم و توقع داشته باشیم به هدف جذب جهانگرد خارجی بیشتر برسیم. برای مثال همانطور که در قسمت قبل اشاره شد انتشار جزوه‌های راهنما برای یادآوری ویژگی‌های فرهنگی جامعه میزبان، اقدامی است که سازمان‌های جهانگردی حساس نسبت به آثار اجتماعی و فرهنگی جهانگردی خارج در کشور خود انجام داده‌اند. سازمان‌های جهانگردی ایران نیز وظیفه دارند تا با بیان منطقی و جهانگرد پسند این ملاحظات و امکاناتی که ایران برای پذیرایی از آنها دارد ضمن آنکه جهانگردان علاقه‌مند به دیدار از مناطقی چون ایران را آگاهی می‌بخشد از ورود جهانگردانی که انتظار چنین محدودیتهایی را ندارند جلوگیری می‌نماید و از تبعات منفی تجارب این جهانگردان به هموطنانشان پیش‌گیری می‌کند. مطالعه واقع بینانه انتظارات اولیه جهانگردانی که به کشور وارد شده‌اند و میزان تطابق مشاهدات عملی و امکاناتی که عملا برای آنها فراهم شده با انتظارات فوق، شناسایی نقایص در تسهیلات مادی و نیز انحرافات رفتار مجموعه کارگزاران و کارکنان بخش جهانگردی را ممکن می‌کند. طبقه‌بندی جهانگردان بازدیدکننده از ایران براساس ملاحظات و پارامترهایی که بعدا می‌توانند مبنای برنامه گسترش جهانگردی خارجی در کشور باشند یک نمونه از این مطالعات است. صرف‌نظر از این برنامه‌های مطالعاتی عادی که قاعدتا باید بهبود امکانات و شرایط عملی جذب شمار محدود جهانگردان ثروتمند غربی و انبوه نسبتا کثیر جهانگردان از کشورهای همسایه منجر شود سازمان‌های جهانگردی کشور با اقدامات نوآورانه‌ای چون تهیه تقویم رویدادهای فرهنگی و مراسم سنتی در مناطق مختلف کشور می‌توانند به نحوی زمینه جذب جهانگردان خارجی مناسب ایران را فراهم کنند. در واقع گسترش جهانگردی فرهنگی در ایران اقدامات خاص خود را می‌طلبد که به نظر می‌رسد در این باره ضمن آنکه نیاز به آگاهی از تجربه کشورها یا مناطق مشابه خود را داریم نباید از اقدامات نوآورانه غفلت ورزیم.

بهمن

۲۲

بر اساس  تعریف سازمان جهانی جهانگردی UWTO یکی از اهدافی که می تواند گردشگر را برانگیزاند تا عزم سفر نماید، مسافرت به منظور سلامتی است.

گردشگری سلامت، نوعی از گردشگری است که به منظور حفظ، بهبود و حصول مجدد سلامت جسمی و ذهنی فرد به مدتی بیش از ۲۴ ساعت و کمتر از یک سال صورت می گیرد. عواملی همچون تغییر در ارزش های مصرف کنندگان، تغییرات سازندگی، مسن تر شدن جمعیت اقتضائات سیستم خدمات بهداشتی را می توان عوامل اصلی ظهور گردشگری سلامت دانست. مجموعه این عوامل موجب گردیده اند تا  گردشگری سلامت در حال حاضر در زمره رو به رشدترین انواع گردشگری محسوب شود. توانمندی های بالقوه وسیع کشور عزیزمان در انواع مختلف گردشگری سلامت موجب شده است تا سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بهره برداری از این بازار رو به رشد و رقابتی را با تشکیل کمیته گردشگری سلامت و حمایت های ویژه از آن در دستور کار خود قرار دهد.

گردشگری سلامت – Health Tourism
به مسافرت افراد از محل دائم زندگی خود جهت حفظ، بهبود یا حصول مجدد سلامت جسمی و ذهنی فرد به مدتی بیش از ۲۴ ساعت و کمتر از یک سال گردشگری سلامت اطلاق می شود.

دی

۱۱

گردشگر، کسی است که به منظوری غیر از کار و کسب درآمد برای مدتی بیش از یک شب و کمتر از یک سال به سرزمینی جز محیط متعارف خود پای می گذارد و در آن اقامت می گزیند.

صنعت گردشگری آمیزه ای از فعالیت های گوناگون از حمل و نقل و تغذیه تا اقامت و مدیریت رویدادها است که در جهت خدمت رسانی به گردشگران، به صورت زنجیره ای بهم پیوسته ایفای نقش می کنند.
بر اساس تعریف بازدید کنندگان یک روزه و تفرجگران نیز در تعریف گردشگر وارد شده اند.
گردشگری (توریسم) شامل کلیه فعالیت هایی است که گردشگران در هنگام سفر انجام می دهند و به ایشان مرتبط می شود و این می تواند شامل برنامه ریزی برای سفر، جابجایی میان مبدا و مقصد، و نطایر آن باشد.
این تعریف شامل چهار مرحله از رفتار مصرف کننده است که گاه با یکدیگر هم پوشانی دارند.

۱ – فعالیت های قبل از سفر که شامل کسب اطلاعات در مرحله پیش از سفر از منابع گوناگون، از جمله دوستان و خانواده، بروشورهای گردشگری، و نظایر آن، ذخیره جا برای سفر در اسباب حمل و نقل و اقامت گاه یا به طور کلی برنامه و بسته سفر، و بالاخره آماده شدن برای سفر است.
۲ – انجام سفر از مبداء به مقصد و برعکس که ممکن است مدتی بیش از یک روز را در برگیرد.
۳ – آنچه گردشگر در مقصد انجام می دهد همچون بازدید از یک جاذبه، یا شرکت در یک رویداد گردشگری که ماهیتی بسیار متنوع دارند.
۴ – رفتارهای پس از سفر از قبیل چاپ فیل و عکس های گرفته شده در طول سفر و بیان خاطرات آن برای دیگران

منبع: کتاب خدمات صنعت گردشگری نوشته: دکتر بهرام رنجبریان و محمد زاهدی




جستجو

© Copyright 2010 - توریسم و گردشگری | Made by AppChain.com