




۰۲
ابن معمار در نوروز سال ۳۴۶ (برابر ۹۷۴ میلادی) اشاره می کند که مردم در مصر نمایش سیار بسیار با شکوهی برگزار کردند. این نمایش توسط بازاریان انجام شد که از جمله فیل هایی را با تزئین هایی بسیار جالب توجه آراسته و ضمن بازی ها و نمایش هایی گوناگون، مسافت مبدأ تا مقصد شان را که قاهره بود، در طول سه روز طی کردند. در همین عصر، یعنی زمان عباسیان در ایام نوروز و به احتمال جشن های دیگر ایرانی، مراسم کارناوال یا جشن های سیار بر پا می شده است. در ایران در دوران آل بویه، نیز در بغداد و قاهره، از چنین مراسمی گزارش هایی لا به لای اوراق تاریخ ملاحظه می شود.
مراسم استقبال از نوروز، بسیاری پیش از فرا رسیدن سال نو آغاز می شد و همه حاکی از بشارت رسیدن بهار، سال نو و رستاخیز بود. انگیزه های دینی و ملی، هر دو دست به هم داده و این گونه شگفت، انتظار نوروز را با مراسم و جشن هایی پیش درآمد، درهم و همراه میکرد: چند روز به نوروز مانده در کوچه ها آتش افروز می گردد و آن عبارت است از دو یا سه نفر که رخت رنگ به رنگ می پوشیدند و به کلاه دراز و لباس شان زنگوله آویزان می کنند و به رویشان صورتک می زنند. یکی از آن ها دو تخته را به هم می زند و اشعاری می خواند:
آتش افروز آمده
سالی یک روز آمده
آتش افروز صغیرم
سالی یک روز فقیرم
روده و پوده آمده
هر چی نبوده آمده
و دیگری میرقصید و بازی در میآورد. در این وقت میمون باز، بند باز، و لوطی، خرس به رقص و غیره کارشان رواج دارد و ترانه های ذیل خوانده می شود:
فلفلی مرده؟ نمرده،
چشماش که وازه تخم گرازه
نون خورده و جون نداره
دستش استخوان نداره
میل پشت بون نداره
امان از آش رشته
بابام بزغاله کشته
ننم سر کار آشه
دائیم قاشق تراشه
خانم می خوره می شاشه
دختر یه دندونه
سوار پوس هندونه
هندونه یُرغه میره
درخونه داروغه میره
شوورم زن کرده
پشتشو بر من کرده
یه نون ازم کم کرده
این یدونه نون پرپری
من بخورم یا اکبری؟
روز هایی پیش از عید، حاجی فیروز در کوی و برزن به راه می افتد. اغلب یک، دو نفر و یا بیشتر هستند. خودشان، صورت و گردن و دست ها را سیاه کرده و لباس سرخ و شلیته می پوشیند و کلاه مخروطی شکل مقوا ساخته بر سر می نهند و با دایره ای که به دست دارند ضرب گرفته و می خوانند: حاجی فیروزه، سالی یه روزه و انعامی دریافت می کنند. در خراسان و روستا های اطراف آن، حاجی فیروز را جیگی جیگی نه نه خانم می گویند و این عنوان اشعار و ترانه بلندی است که همراه با ضرب دایره می خوانند. همین ترانه را در مراسم ختنه سوران نیز می خوانند.
۰۱
● نوروز در ایران
برگ برگ صفحات تاریخ ایران گواهی می دهد که نوروز باستانی همواره کهن ترین سنت و عزیز ترین روز سال نزد ایرانیان بوده است. نوروز بر جای مانده از روزگاری است که جز با کمک خیال و جز به مدد افسانه و اسطوره راهی به آن دیار نیست. در گردونه سالانه ی تکرار، نوروز یک تنوع روحی و یک انبساط روانی است که قوم ایرانی دوام خویش را در فراز و نشیب تاریخ مدیون این سنت دیرینه و خردمندانه است.
با طلوع اسلام در این سرزمین نوروز زیباتر شد و بزرگترین حادثه تاریخ اسلام به خصوص تشیع یعنی اعلام ولایت علی (ع) در روز غدیر خم از سوی پیامبر اکرم (ص) در نخستین روز بهار مصادف با نوروز باستانی بوده است. تشیع از همان ابتدا که با فرهنگ ایرانیان عجین شد نه تنها به نوروز بی مهری نکرد بلکه آن را مورد تقدیر قرار داد چرا که هر جزئی از آیین نوروز نمادی از ستایش زیبایی و اخلاق انسانی و مهر و دوستی است. نوروز در ایران اگر چه یک سنت ملی و برآمده از روزگاران بسیار دور است در عین حال با حال و هوایی معنوی و روحانی عجین شده است.
● نوروز در جمهوری آذربایجان
یکی از جشن های بزرگ مردم آذربایجان نوروز است به طوریکه این جشن سال ها پیش از میلاد در آذربایجان برگزار می شده است؛ مردم برخی احساسات بشر دوستانه و جهان بینی خود را با این جشنواره مربوط می دانند زیرا در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان نوروز به منزله جشن ستایش مقدسات محسوب شده، گفته می شود که نوروز عید فراوانی کشت و سرآغاز تندرستی و برکت و وفور است. در جمهوری آذربایجان در خصوص پیدایش جشن نوروز اسطوره ها و افسانه های گوناگونی نقل شده است. از این افسانه ها یکی را برای مثال نقل می کنیم: “در روایتی در خصوص نوروز آمده است، سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر می کند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی می کند و حتی دخترش را به عقد وی در می آورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا می کند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بوده اند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش می گیرد و پس از هلاکت سیاوش دستور می دهد جناره اش را روی کنگره های دیوار بخارا قرار دهند. آتش پرستان جسد وی را برداشته و در قدمگاه دروازه شرقی دفن می کنند و مرثیه های بسیاری در وصف سیاوش و مرگش می سرایند، و این مرثیه ها بین مردم گسترش یافت و آتش پرستان در همین سیاوش مرثیه ها روز دفن سیاوش را نوروز نامیدند.”
مردم جمهوری آذربایجان به واسطه اعتقادات شدید به آیین و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای این مراسم تدارک ویژه ای می بینند از قبیل سرودن ترانه ها پیش از نوروز، تدارک بساط شادی این ایام، تهیه لوازم و مواد مورد نیاز سفره نوروز، طرح چیستان های نوروزی، ستایش ها و نفرین، پند و امثال و اعتقادات نوروزی. در میان مردم آذربایجان رسم بر این است پیش از رسیدن نوروز پوشاک نو خریده، به خانه و حیاط سر و سامان داده، فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز می روند، در عید نوروز آداب و رسومی درباره فال نیک رواج دارد به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت در نیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند اشاره ایی به برآورده شدن آرزویشان، و اگر حرف نامناسبی بشنوند اشاره از عملی نشده نیت شان است. بنابراین سنت و آیین به هنگام عید نوروز مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری می جویند. از دیگر مراسم خاطره انگیز نوروزی می توان به ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه عید در آذربایجان اشاره کرد.
● نوروز در قزاقستان
مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری دانسته، بر این باورند که در این روز ستاره های آسمانی به نقطه ابتدایی می رسند و همه جا و همه چیز تازه می شود و زمین را شادمانی فرا می گیرد. همچنین قزاق ها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی درباره نوروز وجود دارد: نوروز روزی است که یک سال منتظرش بوده اند، نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که سنگ نیلگون سمرقند آب می شود، در شب سال تحویل صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می کند، خانه را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق عقیده بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند آنان بر این مساله ایمان داشته، آن را هر ساله رعایت می کنند. در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که “سوقیم” نام دارد غذایی به نام “اویقی آشار” می پزند و از جوان هایی که دوستشان دارند پذیرایی می کنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عطر هدیه می کنند که این هدایا را “سلت اتکیتر” می نامند که به معنای علاقه آور است. در عید نوروز ساعت سه صبح جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و به همراه عروسکی که به گردن آویز زنگوله ای دارد رها نموده تا از این طریق مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می کند. نوروز برای قزاق ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می کنند که نشانه شادمانی است. دید و بازدید اقوام دراین ایام با زدن به شانه های یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در این ایام است، قزاقها در نوروز غذایی به نام نوروز گوژه (گوژه = آش) طبخ می کنند که تهیه آن به معنای وداع با زمستان و غذاهای زمستانی است این غذا از هفت نوع ماده غذایی تهیه می شود.
مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می شود که از مهمترین آنان می توان به “قول توزاق” اشاره نمود که بین گروه های مرد و زن برگزار می شود. اگر برنده زن ها باشند قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پر برکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می توان به “کوکپار” (برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران)، “آودار یسپاق”، “قیزقوو” و “آلتی باقان” اشاره نمود، در عصر نوروز نیز مسابقه “آیتیس” که نوعی مشاعره است، آغاز می شود.
● نوروز در تاجیکستان
عید نوروز برای مردم تاجیکستان بخصوص بدخشانیان تاجیکستان عید ملی و اجداد است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می کنند و به “خیدیر ایام” یا عید بزرگ معروف است. مردم تاجیکستان بخصوص بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی می کنند، همچنین ظروف خانه را کاملا شسته و تمیز می کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند. برابر با رسمی دیرینه، قبل از شروع عید نوروز بانوی خانه هنگامی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمده دو جاروی سرخ رنگ را که در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده و تا جشن نوروز نگاه داشته اند در جلوی خانه می گذارند، رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی، پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده ای سعی دارد هر چه زودتر وسایل خانه را بیرون آورده و یک پارچه قرمز بالای سردر خانه بیاویزد و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.
در این سرزمین پختن شیرینی مخصوص و غذاهای متنوع جز رسوم این ایام است، همچنین برگزاری مسابقاتی از قبیل تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نیز در این ایام به شادی آن می افزاید در ایام نوروز غذای معروفی به نام “باج” با کله و پاچه گوسفند و گندم پخته و دیگران را مهمان می کنند.
● نوروز در ترکمنستان
در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید دوبار در سال جشن نو گرفته می شود. یکی از این جشن ها با استناد به تقویم میلادی که به تایید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته می شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه احیای دوباره آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است. مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید با عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند. مردم ترکمنستان در این ایام با پختن غذا های معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی های مختلف توسط جوانان ترکمن حال و هوای دیگری به این جشن و شادی می دهند. در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می شود که می توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی، شاخ زنی میش ها، شطرنج بازی، مهره بازی و تاب بازی اشاره نمود. دید و بازدید در ایام نوروز در میان مردم ترکمن از جایگاه خاصی برخوردار می باشد.
● نوروز در قرقیزستان
عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است که به ۲۹ روز یا ۳۰ روز بودن اسفند بستگی دارد. اگر اسفند ۲۹ روز باشد اول فروردین و اگر ۳۰ روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می شود. تا قبل از فروپاشی شوروی سابق این مراسم به دست فراموشی سپرده شده بود ولی پس از فروپاشی دوباره حیات یافت و هر ساله با شکوه تر از سال قبل برگزار می شود. مراسم جشن نوروز در میادین بزرگ شهر ها توسط دولت و در روستا ها توسط بزرگان و ریش سفیدان در بیابان های اطراف برگزار می شود. در قرقیزستان در این روز پختن غذا های معروف قرقیزی مثل “بش بارماق”، “مانته برسک” و “کاتما” مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن توزیع می شود.
در قرقیزستان در این روز علاوه بر برگزاری جشن، مسابقاتی مانند سوارکاری نیز مرسوم است که به نحو چشمگیری دنبال شده، جوایز ارزنده ای به نفرات برتر اعطا می شود.
● نوروز در پاکستان
در پاکستان نوروز را “عالم افروز” به معنای روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می کند می نامند.
در میان مردم این سرزمین تقویم و روز شمار و یا سالنمای نوروز از اهمیت خاصی برخوردار است از این رو گروه ها و دسته های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم های خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می پردازند و این تقویم را در پاکستان “جنتری” می نامند.
از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان می توان به خانه تکانی و یا به عبارتی پاکیزه کردن خانه و کاشانه، پوشیدن لباس و تهیه انواع شیرینی مانند “لدو” گلاب حامن، رس ملائی، کیک، برفی، شکرپاره، کریم رول، سوهن حلوا، و همچنین پختن غذا های معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام اشاره نمود. در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نا مناسب پرهیز نموده و با محبت، احترام و اخلاص یکدیگر را نام می برند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبان های اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان می شود. پاکستانی ها بر این باورند که هدف نوروز، امیدواری، در امنیت، صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گل های بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می گردد.
● نوروز در افغانستان
نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برگزار می شود. در روز های اول سال دشت های بلخ و دیوار و پشت بام های گلی آن پر از گل سرخ می شود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می رود. در صبح اولین روز عید نوروز علم “مبارک علی (ع)” با مراسم خاص و با شکوهی برافراشته می شودکه به معنای آغاز رسمی جشن نوروز نیز می باشد و تا چهل شبانه روز ادامه می یابد و در این مدت حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر به هنگام بر افراشتن، علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون خواهد بود. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می توان به شستشوی فرش های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود.
● نوروز در ترکیه
در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می شد و مخلوطی از چهل نوع ماده مخصوص بود، جهت پادشاهان و درباریان تهیه می نمود که که شفابخش بسیاری از بیماری ها و درد ها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را سالروز تولد حضرت علی (ع) و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه (س) دانسته اند. قابل ذکر است نوروز تا نخستین سال های اعلام جمهوری در میان ترکان پایدار ماند و سپس رفته رفته اهمیت پیشین خود را از دست داد و فقط در پاره ای از مناطق شمال رسم و آیین نوروز موجودیت خود را حفظ کرده است
۲۸
در اینکه بر خوان نوروزی، هفت چین، هفت شین یا هفت سین می چینند، گفتار زیاد است.در واقع آنچه بر خوان نوروزی چیده میشود، بیش از هفت چیز است، و حرف نخستین برخی نیز س نمی باشد. قاآنی می گوید:
سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز
گو نباشد هفت سین رندان درد آشام را
شاعر دیگری می سراید:
روز نوروز در زمان کیان
می نهادند مردم ایران
شیر و شهد و شراب و شکر ناب
شمع وشمشاد و شاهد اندر خوان
سبزه نورس
در زمان های پیشین، سبزه را گاه به شمار هفت و گاه به شمار دوازده که شمار دوازده ماه باشد، پیش از نوروز در قاب های گرانبهایی سبز می کردند. می گویند امروزه از سبزه نورس این هفت یا دوازده ظرف برای پختن سمنو استفاده می کنند. در کاخ پادشاهان ساسانی، دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند و بر هر یک، یکی از غلات را می کاشتند و خوب روییدن هر یک از آن ها را به فال نیک می گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در آن سال پربار خواهد شد. این دانه ها عبارت بودند از: گندم، جو، ارزن، برنج، لوبیا، عدس، باقلا، نخود و کنجد. امروزه نیز سبزه نورس را بر خوان هفت سین می گذارند. در برخی از شهر های ایران، کوزه نیز سبز می کنند. یعنی کوزه های تازه را با پارچه نازک آغشته به سریشم طبیعی می پوشانند و روی آن دانه های ریزی مانند: دانه های خاکشیر، سیاهدانه، اسفند و کنجد آغشته به لعاب سریشم می مالند. توی کوزه ها را پر آب می کنند. زمانی هم که دانه ها سبز شدند، روی سبزه را خال های رنگی می زنند تا زیباتر جلوه کنند. ابوریحان بیرونی می نویسد: این رسم در ایران پایدار ماند که روز نوروز، در کنار خانه، هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از روییدن این غلات به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند.
کوزه آب
کوزه آب تزیین شده، که توسط دختران نوجوان از چشمه سار ها پر شده بود، بر سر خوان نهاده می شد. امروزه، جای این کوزه را، تنگ های کوچک گرفته است.
نان عید
نان نمادی از برکت است. در دوره ساسانیان، گرده نان هایی به اندازه یک کف دست می پختند و بر سر خوان نوروزی میگذاشتند.
شمعدان
در دو سوی آتشدان یا آیینه، دو شمعدان زیبا جای داده می شدند. شمع ها را پیش از آغاز سال نو می افروختند. شمع افروخته، نشانی از دنیای روشنایی و فروغ بی پایان است. امروزه نیز در برخی از خانواده ها، این رسم شمع افروختن در لحظه تحویل سال، معمول است. شمع ها را به شمار افراد خانواده می افروزند و شگون نیک می دانند اگر که، این شمع ها تا آخر بسوزند.
تخم مرغ
تخم مرغ بن مایه خوان نوروزی است. امروزه تخم مرغ ها را سفت می پزند و رنگ می کنند تا با آن ها سفره هفت سین را رنگین تر کنند. تخم مرغ نمادی از نطفه باروری است، که بزودی جان می گیرد و زندگی آغاز می کند. در برخی از شهر ها و روستا ها، یکی از تخم مرغ ها را بر روی آیینه می گذارند. آنان بر این باورند که به هنگام تحویل سال، وقتی که گاو نگهدارنده زمین، که زایش سال را عهده دار است، کره زمین را از شاخی به شاخ دیگر منتقل می کند تخم مرغ روی آیینه تکان می خورد و از این راه مردم متوجه تحویل سال می شوند. این گونه داستان ها ریشه در اسطوره های باستانی دارند. در اسطوره ایرانی، گاو نماد فصل زمستان و شیر نماد تابستان است. روی دیواره های پلکان های کاخ آپادانا در تخت جمشید، سنگ نقشی را می بینیم که ستیز گاو را با شیر نشان می دهد. این نقش نیز نمادی از این اسطوره است که در آن زمان سال را دارای دو فصل می انگاشتند و در آغاز هر فصلی نیز جشنی برپا می داشتند.
آینه
آینه یکی از ابزارهایی است که در زندگی انسان ایرانی، از کهن روزگاران تا کنون، نقشی واقعی و هم نمادین بازی کرده است. انسان در آن لحظه که به آیینه می نگرد و نقش خود را در آن می بیند، ممکن است به دو وضعیت بیندیشد: چگونه می نمایم؟ و یا چگونه بهتر است باشم؟ نخست، نمایی موجود را می بیند، شاید آن را می پسندد و بدان وضع ظاهری که دارد، ادامه می دهد. یا آنچه را که می بیند، می خواهد دگرگون کند…؛ بهتر کند. و این یک آغاز و یک نوزایی است. برای همین است که روی خوان نوروز یک آیینه، شاهد دگرگونی و لحظه نوزایی سال است. همین گونه، آینه یکی از چیدنی های لازم برای خوان عروسی و پیمان بندی به شمار می رود. یا اگر شخصی، خانه ای نو خریداری یا دریافت کند، یک آینه و یک کتاب دینی، جزو نخستین اشیایی هستند که باید در آن خانه جای بگیرند. پیدایش آینه در ایران، که از فلزات صیقل داده شده (مس و…) ساخته می شد، پیشینه چند هزار ساله دارد. نمونه هایی از این نوع آینه ها را، که از کاوش های باستان شناسی به دست آمده اند، در موزه های ایران می توان بازدید کرد.
سمنو
برای پختن سمنو، دانه های گندم تازه جوانه زده را که برای نوروز رویانیده اند، می کوبند و می پزند. سمنو، گذشته از شیرینی طبیعی که دارد، نیرو بخش هم است. این نخستین خوراک و فرآورده ای است که در آغاز سال نو فراهم می گردد. در رابطه با پختن این خوراکی نیز افسانه ها و باورهایی در بین خانواده ها وجود دارد، که مانند هر باوری دیگر، به شخص باورکننده مربوط می شود.
سنجد
سنجد یکی از میوه هایی است که در سفره هفت سین امروزی، به دلیل داشتن حرف س در ابتدای نامش، جای میگیرد. سنجد میوه ای است که از زمان های پیشین، به جهت بوی برگ و شکوفه اش، شناخته شده بود. می گویند، بوی برگ و شکوفه سنجد، مایه انگیزش عشق و دلباختگی (تحریک نیروی جنسی) است.
ماهی
ماهی، نماد ماه اسفند است. به هنگام نوروز، برج (بورگ فارسی) اسفند (حوت عربی) به برج فروردین (حمل عربی) تحویل می گردد. ماهی را به عنوان نمادی از آخرین ماهِ سالی که در حال سپری شدن است، در سفره جای می دهند. ولی ماهی، از جهات دیگری نیز، راه و جایی در زندگی انسان ها دارد. ماهی خوراکی سالم و خوشمزه است. نوشتار ها و گفتار های افسانه ای بیشماری درباره این حیوان وجود دارند که همه حکایت از حضور آن، در ادبیات و فلکلور ملت ها و کتاب های دینی می کنند. ماهی یکی دیگر از نماد های قلمرو باور و اندیشه ایزد بانوی آب ها و دریا ها: آناهیتا و ایزد پیمان: مهر می باشد و بدین گونه به استوره های ایرانی راه یافته است.
سیب
سیب یکی از میوه های بهشتی به شمار می رود. روستاییان آن را در خم های ویژه ای نگهداری می کنند تا به رسم ارمغان، به دوستان و آشنایان خود، برای جای دادن در خوان نوروزی بدهند. در داستان های ایرانی، سیب با زایش مناسبت دارد و بیشتر درویشان، سیبی را، برای هدیه دادن، به دو نیم می کنند تا نیمی از آن را همسر و نیم دیگر را شوی بخورد. این کار شگون نیک برای جلوگیری از نازایی می باشد.
امروزه، سیر و سماق و سکه و سرکه نیز بر خوان نوروزی افزوده اند و برای هر یک از این ها نیز، به درستی و تناسب، دلیلی اندیشیده اند. پایه بنیادین اندیشه نماد سازی و نماد گزینی از کهن روزگاران، دفع نیرو های زیانزا (اهریمنی) و جلب و جذب نیرو های نیک نهاد (امشاسپند) و فراوانی نعمت بوده است. بر این اساس، هر شخصی با هر باوری، نه تنها در نوروز بلکه هر روز و در هر شرایطی، می کوشد از راه های غیرعادی یا بنا به گفته برخی خارق العاده، در روال منطقی و جاری کار های روزانه دگرگونی دلخواه خود را بوجود آورد و با جلب یا دفع خواسته ای، در مسیر عادی کار، به سود خود دخالت کند. این شیوه ها را در همه جای گیتی و در بین همه گروه های اجتماعی و بین گروندگان هر دین و باوری می توان سراغ گرفت.
۲۷
تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل می گیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد.
۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها می کنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین می کنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم.
جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها می شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها می کردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد.
هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی می میرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد. عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است.
You are currently browsing the ایرانی برای ایران blog archives for اسفند, ۱۳۸۸.