همچنان که در ادبیات کشورهای در حال توسعه، محققان و صاحبنظران از موقعیت‌ توجه محض به جنبه‌های اقتصادی، توسعه و الزامات سیاسی آن، به موقعیت ملاحظه هم زمان کلیه جنبه‌های آن بویژه جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی آن چرخش کرده‌اند در ادبیات جهانگردی بین‌المللی که در برخی از این کشورها بخشی اساسی در فرآیند توسعه آنها محسوب می‌شود توقع چنین چرخشی کاملا مشهود است. به عبارت دیگر، در دو دهه 1980 و 1990 میلادی بر خلاف‌ دهه‌های گذشته که محققان کشورهای در حال توسعه، موضوع جهانگردی بین‌المللی را در چارچوب آثار اقتصادی آن، بویژه ایجاد درآمدهای ارزی که عامل تولیدی کمیاب در این کشور است.

ـ مورد مطالعه، تحلیل و ارزیابی قرار می‌دادند آثار غیر اقتصادی ورود جهانگردان خارجی به این کشور،‌ بویژه آثار منفی آن موجب پیدایش و گسترش مطالعات روزافزونی در زمینه این آثار شده است. برای مثال، یکی از این مطالعات با بررسی میدانی آثار اجتماعی و فرهنگی ورود جهانگردان خارجی به دو جزیره یونانی به نتایج زیر رسیده است:

«در هر دو جزیره، جوانان جشن‌های سنتی محلی را قدیمی محسوب می‌کنند و آنها را تنها مناسب نسل گذشته می‌دانند. آنان این جشن‌ها را با نحو لذت‌جویی جهانگردان خارجی از فعالیت‌های امروزی مقایسه می‌کنند. مردم دیگر کمتر در جشن‌های سنتی حضور می‌یابند، هم به دلیل اینکه این جشن‌ها عموما در تابستان برگزار می‌شود و آنان نمی‌خواهند مشاغل جهانگردی خود را ترک کنند و هم اینکه سبک زندگی آنان دگرگون شده است. میزان این دگرگونی در جزیره آیوس (IOS) چشمگیر بوده،‌ زیرا جشن‌های محلی همواره فرصتی بوده است تا آحاد طبقات اجتماعی و اقتصادی را به هم نزدیک کند و به جزیره‌نشینان کمک کرده تا وجود خود را با نشانه‌های هویت فرهنگی مشترک مانند سرودها ابراز نمایند. افراد مستقر در جزیره از این شکایت دارند که جوانانشان وقت خود را در بارها و میخانه‌ها تلف می‌کنند و پول خود را خرج عیاشی با زنان جوان جهانگرد خارجی می‌نمایند… در آیوس، جوانان معیارهای زندگی جهانگردان را الگو قرار می‌دهند و با غرور تمام اعلام می‌کنند که برای تعطیلات زمستانی به اروپا می‌روند. آنان جوانان آتنی (پایتخت یونان ـ مترجم) را امل می‌دانند. زیرا نمی‌دانند که چه لباس‌هایی بپوشند و قادر نیستند به تعطیلات زمستانی در اروپا بروند… نقش خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی و اجتماعی نیز دگرگون شده است. امروزه نقش پدر مورد تردید واقع شده زیرا فرزندان بزرگتر ـ که معمولا درکسب و کار جهانگردی موفق بوده‌اند ـ دیگر در برنامه‌های سرمایه‌گذاری خانواده حرفی برای گفتن ندارند. در بسیاری از موارد، این دگرگونی‌ها بر بروز تضاد و رقابت در امر تملک ثروت و دارایی خانواده منجر شده است…»

اینها همه نشانه‌ برخورد و عدم تطابق طبیعی یا اجتناب‌ناپذیر نیازها و علایق جهانگردان خارجی که اکثرا از کشورهای صنعتی غرب می‌آیند ـ‌ با ارزش‌ها، باورها، سنتها و به طور کلی، فرهنگ جوامع میزبان در کشورهای در حال توسعه است. در حالیکه طبق مطالعه فوق، برخی گروه‌های اجتماعی به آثار فرهنگی ورود جهانگردان خارجی حساسیتی نشان نمی‌دهند و حتی آن را مشتاقانه می‌پذیرند گروه‌های دیگر آن را به منزله اهانت و بی‌احترامی به مقدسات جامعه خود می‌پندارند و به طرق مختلف درصدد مقابله با آن بر می‌آیند.

برخی از محققان ریشه حرکتهای ضد جهانگردی خارجی را به طور کلی به سه عامل نسبت داده‌اند. عامل اول، بسط افکار برخاسته از «دیدگاه‌های مکتب وابستگی» در امر تجلیل فرآیند توسعه در برخی کشورهای عقب‌مانده است که در دهه 1960 مطرح شد. این مکتب ورود جهانگردان خارجی به کشورهای در حال توسعه را عامل رشد طبقه سرمایه‌داری وابسته و ضد ملی می‌داند که به خاطر تأمین نیازهای تجملی جهانگردان غربی منابع جامعه را مصرف می‌کند:

«عامل انحطاط بورژوازی ملی در کشورهای عقب‌افتاده، اساسا بورژوازی غربی است که به شکل جهانگردان حریص برای کازینوها، رنگارنگی طبیعت و تفریح به این کشورها وارد می‌شوند. بورژوازی ملی مراکزی را برای استراحت و آسایش بورژوازی غربی و امکاناتی را برای برآوردن امیال آنها ایجاد می‌کند. همه اینها به نام جهانگردی و به نام ایجاد یک صنعت ملی انجام می‌شود. خوب است تا یک لحظه به آنچه در آمریکا لاتین اتفاق افتاده نظری بیندازیم. کازینوهای هاوانا (در کوبا) و مکزیکو (در مکزیک) و تفریحگاه‌های ساحلی در ریو (در برزیل)، دختران کوچک برزیلی و مکزیکی، نوجوانان نیمه سیر، بنادر آکاپولکو و کوپاکابانا، همه و همه نشانه‌های ننگ‌آور و پوچی طبقه متوسط است که به دلیل تهی بودن از عقاید و ارزشها، عرضه کاری بهتر از عهده گرفتن نقش کارفرمایان غربی را ندارند و در عمل کشور خود را به عنوان فاحشه خانه‌ای برای اروپا مهیا می‌کنند.»

عامل دوم به تأثیر مخرب جهانگردان خارجی بر وضعیت زندگی زنان و کودکان جوامع جهانگردپذیر در حال توسعه، بویژه بهره‌کشی جنسی از آنها مربوط می‌شود. نمونه‌های بسیاری از این نوع بهره‌کشی در برخی مقصد‌های جهانگردی در آسیا دیده و مستندسازی شده است. عامل سوم، تضاد در رفتار جهانگردان خارجی با ارزشهای مذهبی در جوامع در حال توسعه است.

این عوامل، در مجموع پیدایش و حضور روزافزون گروه‌های ذینفع در زمینه آثار اجتماعی و فرهنگی جهانگردی بین‌المللی در جوامع در حال توسعه را در پی داشته است. این گروهها به صورت سازمان یافته یا غیر آن برعلیه آن اشکال جهانگردی خارجی که مغایر با اعتقادات، ارزش‌های اخلاقی و فرهنگ آنهاست فعالیت می‌کنند. یک نمونه از این فعالیت‌های سازمان یافته که مستندسازی شده فعالیت مردم منطقه گوا (GoA) در هند است. این منطقه که پس از نزدیک به پنج قرن سابقه حکومت استعماری پرتقالی‌ها در آن، در سال 1961 به هند ضمیمه شد در سال 1992 حدود 2/1 میلیون نفر جمعیت داشت،‌بازاریان جهانگردی با تبلیغ جاذبه‌های فرهنگی و امکانات ساحلی آن جهانگردان خارجی بسیاری را به منطقه جذب کرده‌اند به نحوی که تا سال 1990، نزدیک به 70 هتل در این منطقه ایجاد شده بود. در اواخر این سال یک گروه مبارز گوایی متشکل از جوانان، کارگران، دانشجویان و دیگر گروهها یک بیانیه 5 قسمتی علیه توسعه سریع و بیش از حد هتل‌ها و تفریحگاه‌های پنج ستاره منتشر کردند. در این بیانیه آنان خواستار توقف ایجاد این هتلها و یا گسترش آنها شده و دولت این منطقه را به عدم تبانی با هتل‌داران هشدار دادند و در صورت عدم اجرای خواسته‌هایشان دولت را به اخلال در برنامه‌های جهانگردی تهدید کردند. مهتا (Mehta) درباره تأثیر ورود جهانگردان جوان غربی و دیدگاههای بی‌بند و بارانه آنان درباره جنس مخالف و مواد مخدر بر جامعه گوا که جامعه اساسا کاتولیک مذهب هستند اینطور نوشت:

«دختران دانش‌آموز مسیحی تفریحگاه کالینگوت را به عنوان یک گذرگاه مورد استفاده قرار می‌دادند. این دانش‌آموزان را سرپرستان آنها که خود را با لباس و پوشش راهبه‌ها کاملا پوشانده‌اند هدایت می‌نمودند تا به آن طرف تفریحگاه که محل تدریس دروس مذهبی است برسانند. برای یک لحظه، این شوک را تصور کنید که این دوشیزگان که تحت مراقبت شدید راهبه‌ها هستند با صحنه‌ای از صدها انسان عریان که از هر رنگ ملیتی هستند و در شنهای ساحلی در آغوش هم فرورفته‌اند روبرو شدند».

علاوه بر مردم کشورهای در حال توسعه جهانگردپذیر که بر علیه جهانگردی مغایر با ارزش‌های فرهنگی در جامعه خود برپا خاسته‌اند برخی کشورهای جهانگرد فرست نیز ضوابطی علیه این نوع جهانگردان وضع کرده‌اند. برای مثال جهانگردان آلمانی که در مقصدهای جهانگردی جرایم جنسی علیه نوجوانان زیر 14 سال غیرآلمانی مرتکب شده باشند در آلمان مورد تعقیب قرار می‌گیرند. نهضت مقابله با آثار فرهنگی و اجتماعی منفی جهانگردی تا به آنجا پیش رفته است که نخستین اجلاس جهانی فعالان جهانگردی (the first Network Meeting) (of Tourism Activists) که در دسامبر 1991 در قبرس برگزار شد در بیانیه پایانی خود یک تعریف جدید و منفی از جهانگردی بین‌المللی ارائه کرد:

«جهانگردی اساسا برابر است با تجاری کردن نیازهای بشری به سفر که در جهت منافع مادی مبلغان گسترش جهانگردی و به زیان مردم جوامع جهانگرد‌پذیر و محیط‌زیست آنها انجام شود.»

آیا از مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت که ورود جهانگردان خارجی به کشورهای در حال توسعه باید متوقف شود؟ همانطور که در قسمت بعد معلوم خواهد شد اولا، چنین نیست که عموم جهانگردان خارجی در پی لذت‌جویی محض و مغایر با فرهنگ جوامع میزبان باشند. در واقع بخشی از جهانگردان بین‌المللی یعنی جهانگردی فرهنگی می‌تواند خود عامل تشویق کشورهای در حال توسعه به حفظ و عرضه میراث فرهنگی خود باشد. ثانیا برخی دولتها و سازمانهای غیر دولتی بین‌المللی در واکنشی که قصد تصحیح آثار فرهنگی جهانگردی خارجی را دارد نکات اخلاقی را در برنامه‌های تبلیغاتی جهانگردی گنجانده‌اند. برای مثال طی، کنفرانسی که در اوایل دهه 1980 در آسیا برگزار شد شرکت‌کنندگان نکات اخلاقی را که جهانگردان بازدید کننده از این منطقه باید رعایت کنند مدون نمودند. (مأخذ)

در برخی کشورها نیز سازمان‌های جهانگردی اقدام به انتشار جزوه‌های معروف «سفر یا جهانگردی مسؤولانه در قبال ارزش‌های اخلاقی و محیط زیست» جامعه خود کرده‌اند. در این جزوات معمولا سه اصل اساسی در چنین مسافرتهای مسؤولانه گوشزد می‌شوند که عبارتند از: 1ـ شناخت و درک فرهنگ کشور میزبان 2ـ احترام گذاشتن به آن و بذل توجه نسب به مردم کشور میزبان 3ـ برخورد مسؤولانه و انسانی با محیط زیست جامعه میزبان.

پیامدهای فرهنگی منفی جهانگردی خارجی
مطالبی که در بالا ارائه شد معرف تصور بسیار بدبینانه‌ای از تأثیر رفتار جهانگردان خارجی بر فرهنگ و اجتماع کشورهای در حال توسعه بود. مغایرت رفتار برخی جهانگردان خارجی با باورها، اعتقادات و ارزش‌های اجتماعی در جوامع در حال توسعه را چگونه می‌توان تبیین کرد و در مرحله بعد از بروز چنین رفتارهایی جلوگیری کرد؟ دولتها در کشورهای در حال توسعه بسته به چگونگی موازنه درجه اهمیت آثار اقتصادی مثبت جهانگردی خارجی مانند ایجاد اشتغال و درآمدهای ارزی و در مقابل،‌ آثار فرهنگی و اجتماعی منفی ورود جهانگردان خارجی ـ که شمه‌ای از آن در قسمت اول بیان شد ـ گزینه خاص خود را اختیار می‌کنند. برای مثال، آنچه برای دولت ایران در سال‌های قبل از انقلاب اهمیت داشت آثار اقتصادی ورود جهانگردان خارجی بود و به همین دلیل برای مثال، در آن سال‌ها شهری چون آبادان به مرکز جذب اعراب خوشگذران از منطقه خلیج فارس بدل شده بود که امکانات خوشگذرانی مانند میخانه‌ها و قمارخانه‌ها را در کشور خود نمی‌توانستند بیابند (به دلیل ممنوعیت ایجاد چنین مراکزی در این کشورها). در واقع، چه در گذشته و چه اکنون برخی از کشورها، از این نظر که جهانگردی خارجی می‌تواند عامل تسریع رشد اقتصادی در اجرای برنامه‌های توسعه آنها باشد سیاست بی‌طرفی در قبال آثار فرهنگی و اجتماعی منفی جهانگردی خارجی را اتخاذ کرده‌ و می‌کنند. در چنین کشورها یا مناطقی که جامعه «گوا» در هند یک نمونه آشکار آن است گروههای اجتماعی، خود به اعتراض علیه رفتارهای ضد ارزشی جهانگردان خارجی برمی‌خیزند و سعی‌ می‌کنند تا این سیاست بی‌طرفانه دولت خود را تحت تأثیر قرار دهند. در مقابل، جامعه‌ای چون ایران یافت می‌شود که دولت آن شدیدا بر رعایت ملاحظات فرهنگی توسط جهانگردان خارجی بازدیدکننده از کشور تأکید دارد و منافع اقتصادی جهانگردی خارجی را در چارچوب این ملاحظات ارزشگذاری می‌نماید.

همانگونه که قبلا گفته شد بازار تقاضا برای جهانگردان خارجی در کشورهای در حال توسعه بسته به نوع انگیزه این جهانگردان برای سفر، از اجزای متفاوتی تشکیل می‌شود. در واقع، تقسیم‌بندی جهانگردان به جهانگردان تفریحی، ورزشی، فرهنگی و امثال آن از همین تنوع تقاضا ناشی می‌شود مطالعات متعددی درباره انگیزه افراد از جهانگردان خارجی انجام گرفته است.

این مطالعات ضمن آنکه همگی، در انواع تقاضای جهانگردی خارجی (به استثنای آن نوع تقاضاهایی که از ملاحظات کسب و کار مانند مهاجرت و تحصیل در خارج از کشور ناشی می‌شود) ضمیمه مشترک جستجوی جهانگردان برای تجربه‌ای جدید در زندگی را یادآور می‌شوند، با توجه به انگیزه‌ جهانگردان خارجی از سفر آنها را به بازارهای مختلفی تقسیم‌بندی می‌کنند که در هر بازار، امکانات مادی و غیرمادی خاص آن دسته جهانگردان باید تأمین شود. برای مثال، یکی از محققان، براساس انگیزه جهانگردان از سفر، این چهار نقش را برای جهانگردان خارجی قائل شده است: جهانگردی گروهی سازمان یافته، جهانگردی فردی، جهانگردی جستجوگرانه و جهانگردی گریز از محیط خودی.

جهانگردانی که در گروه اول جای می‌گیرند کمترین ریسک را در سفر می‌پذیرند و در طی سفر همان شرایط و امکانات زندگی در محیط اصلی خود را می‌خواهند. در مقابل، جهانگردی که از محیط خودی گریخته است سعی می‌کند تا حد ممکن خود را در فرهنگ جامعه میزبان غرق کند. به عبارت دیگر، برخی جهانگردان آمادگی دارند تا هر نوع محدودیتی را بپذیرند تا بلکه به فهم عناصر یک فرهنگ دیگر (فرهنگ جامعه میزبان) دست یابند.

جهانگردان باستان‌شناس از این گروه هستند که در تلاش برای برقراری تماس مستقیم با اعضای جامعه میزبان حاضرند از رفاه هتلهای پنج ستاره بگذرند و در مکانهایی اقامت نمایند که به رغم نداشتن امکانات رفاهی معمول در جامعه آنها،‌امکان برقراری این نوع تماس را فراهم می‌کند. به این ترتیب، با توجه به انگیزه جهانگردان از سفر، جامعه جهانگرد پذیر برای هرگروه از جهانگردان باید امکانات و تسهیلات مادی و غیر مادی خاص آن را فراهم کند. جهانگرد باستان‌شناس عمدتا علاقه‌مند به ملاقات مردم محلی، مصرف مواد غذایی بومی و صحبت کردن به زبان جامعه میزبان است، جهانگرد باستان‌شناس عمدتا علاقه‌مند به دیدن مکانهای باستانی و مطالعه تمدنهای قدیمی است، جهانگرد طبقه یک یا درجه یک در بهترین هتلها اقامت می‌کند و به بهترین رستورانها می‌رود و…

طبیعی است که با توجه به این گوناگونی گسترده نیازهای روحی و مادی جهانگردان خارجی، هیچ منطقه‌ای را نمی‌توان یافت یا دست‌کم می‌توان گفت که کمتر منطقه‌ای قادر است کلیه انواع جهانگردان را جذب نماید. نکته مهمی که درباره این نیازهای روحی و مادی باید گفت و ارتباط با موضوع مقاله حاضر پیدا می‌کند آن است که آنها با فرهنگ جامعه میزبان یا در تضاد قرار می‌گیرند یا انطباق دارند یا ترکیب‌های گوناگونی از این دو حالت را پیدا می‌کنند. برای مثال، جهانگردانی که آب و هوای سواحل مدیترانه‌را دوست دارند و در استمرار سبک زندگی خوب در کشورهای غربی شنا کردن و استراحت در این سواحل را می‌طلبند نیازهایشان در تضاد با ارزشهای مقبول و اعلام شده جامعه ایران قرار می‌‌گیرد. نکته اینجاست که دولت ایران، چنین نیازهایی را صریحا مغایر با سیاست فرهنگی خود می‌داند و طبیعتا چنین جهانگردانی را نمی‌توان و نباید جذب کرد.

بعضی جهانگردان خواستار تماس مستقیم با مردم جامعه میزبان هستند. در زمان سلطه رژیم‌های کمونیستی در کشورهای اروپایی شرقی طبیعتا به سختی می‌توانستند پذیرای چنین جهانگردانی در جامعه خود باشند.

از بحث فوق این نتیجه بدست می‌آید که هریک از مناطق جهان با توجه به ویژگی‌های اقتصادی، جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی و بویژه سیاست‌های جهانگردی دولت خود می‌تواند پذیرای گروه خاص از جهانگردان باشد و میزان انطباق نیازهای مادی و غیرمادی جهانگردان خارجی یا این ویژگی‌ها و بویژه ملاحظات فرهنگی در سیاست‌های جهانگردی این دولتها، وسعت بازار تقاضای جهانگردی در هر منطقه را مشخص می‌کند. در این جا نکته مهم این است که هر دولتی در راستای امکانات جامعه خود و هدفهای اقتصادی و غیر اقتصادی، سیاست مناسب برای جذب جهانگردان خارجی را اختیار کند و توجه به این نکته برای کشوری چون ایران که دولت آن شدیدا مراقب عدم برخورد امیال جهانگردان خارجی با عناصر خرد و کلان فرهنگ جامعه خودی است و در ضمن آن، گسترش جهانگردی خارجی را به عنوان راهی برای کسب درآمدهای ارزی و نیز معرفی فرهنگ خودی به جهانگردان تعقیب می‌کند بسیار حائز اهمیت است.

شرایط، امکانات و سیاست‌های لازم برای جذب جهانگردان خارجی
هر چند داده‌های لازم در دسترس نیست اما به نظر می‌رسد توزیع جهانگردان خارجی از نظر انگیزه‌های سفر که در قسمت قبل به آن اشاره شد ـ و در نتیجه، از نظر شرایط و امکانات مادی و غیر مادی مورد نیاز برای جذب آنها به مثابه منحنی توزیع نرمالی می‌باشد که بخش اعظم سطح این منحنی را جهانگردان غربی پر کرده‌اند و بخش اعظم این جهانگردان نیز در پی دستیابی به تجربه جدید از زندگی در محیط‌های دیگر هستند، اما تجربه‌ای که در آن سبک زندگی غربی تا حد زیادی تکرار شود.

سطحی از منحنی توزیع نرمال که جهانگردان غربی آن را می‌پوشانند
یک واقعیت کتمان‌ناپذیر این است که جامعه فعلی ایران هم به دلیل امکانات اقتصادی خود و مهمتر از آن به دلیل پررنگی ملاحظات فرهنگی در سیاستهای جهانگردی خارجی نمی‌تواند پذیرای این گروه انبوه از جهانگردان خارجی باشد. البته گفتنی است که رژیم گذشته سعی نمود تا کمبودها و کاستی‌های امکانات مؤثر در جذب جهانگردی خارجی بویژه جهانگردان ثروتمند غربی را برطرف کند اما حتی اگر رفع این کمبودها دوباره و در دستور کار سیاستگذاران نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد اولا این اقدام در برخی از موارد با اقتضائات فرهنگی سیاست جهانگردی کشور تناقض پیدا می‌کند (مانند تسهیل سرمایه‌‌گذاری‌ چند ملیتی در ایجاد هتلهای پنج ستاره) و ثانیا، مانع دوم که همان اولویت اقتضائات فرهنگی در سیاست جذب جهانگردان خارجی است باقی می‌ماند.

پس چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد سازمان‌های جهانگردی کشور بویژه معاونت سیاحتی و زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که مسؤولیت اصلی تحقق هدفهای کمی جذب جهانگردان خارجی در چارچوب ملاحظات و محدودیتهای فرهنگی را برعهده دارند که بازار تقاضای آن گروه از جهانگردان خارجی را که عموما به نام جهانگرد فرهنگی شناخته شده‌اند به شیوه‌های مختلف مورد تجربه قرار دهند تا کشور به حداکثر سهم ممکن از این بازار دست‌ یابد. منظور ما این است که از طریق این مطالعات فرصتهای نسبتا محدود، جذب این جهانگردان شناسایی شده و مورد بهره‌برداری قرار گیرد نه آنکه در تاریکی گام برداریم و توقع داشته باشیم به هدف جذب جهانگرد خارجی بیشتر برسیم. برای مثال همانطور که در قسمت قبل اشاره شد انتشار جزوه‌های راهنما برای یادآوری ویژگی‌های فرهنگی جامعه میزبان، اقدامی است که سازمان‌های جهانگردی حساس نسبت به آثار اجتماعی و فرهنگی جهانگردی خارج در کشور خود انجام داده‌اند. سازمان‌های جهانگردی ایران نیز وظیفه دارند تا با بیان منطقی و جهانگرد پسند این ملاحظات و امکاناتی که ایران برای پذیرایی از آنها دارد ضمن آنکه جهانگردان علاقه‌مند به دیدار از مناطقی چون ایران را آگاهی می‌بخشد از ورود جهانگردانی که انتظار چنین محدودیتهایی را ندارند جلوگیری می‌نماید و از تبعات منفی تجارب این جهانگردان به هموطنانشان پیش‌گیری می‌کند. مطالعه واقع بینانه انتظارات اولیه جهانگردانی که به کشور وارد شده‌اند و میزان تطابق مشاهدات عملی و امکاناتی که عملا برای آنها فراهم شده با انتظارات فوق، شناسایی نقایص در تسهیلات مادی و نیز انحرافات رفتار مجموعه کارگزاران و کارکنان بخش جهانگردی را ممکن می‌کند. طبقه‌بندی جهانگردان بازدیدکننده از ایران براساس ملاحظات و پارامترهایی که بعدا می‌توانند مبنای برنامه گسترش جهانگردی خارجی در کشور باشند یک نمونه از این مطالعات است. صرف‌نظر از این برنامه‌های مطالعاتی عادی که قاعدتا باید بهبود امکانات و شرایط عملی جذب شمار محدود جهانگردان ثروتمند غربی و انبوه نسبتا کثیر جهانگردان از کشورهای همسایه منجر شود سازمان‌های جهانگردی کشور با اقدامات نوآورانه‌ای چون تهیه تقویم رویدادهای فرهنگی و مراسم سنتی در مناطق مختلف کشور می‌توانند به نحوی زمینه جذب جهانگردان خارجی مناسب ایران را فراهم کنند. در واقع گسترش جهانگردی فرهنگی در ایران اقدامات خاص خود را می‌طلبد که به نظر می‌رسد در این باره ضمن آنکه نیاز به آگاهی از تجربه کشورها یا مناطق مشابه خود را داریم نباید از اقدامات نوآورانه غفلت ورزیم.

برچسپ: ، ،

ديدگاهی به يادگار بگذاريد