




۱۹
ورود آفت جدید به جنگلهای شمال، این جنگلها را با خطر آلودگی کامل و حتی نابودی درختان بلوط رو به رو کرده است.
به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران، قائم مقام حفاظت و حمایت سازمان جنگل ها و مراتع کشور گفت: آفتی به نام فیتو فیتورا در جنگل های شمال شیوع پیدا کرده که بهشدت به رطوبت علاقه داشته و با آن هماهنگ است. به همین دلیل با سرعت در حال گسترش در جنگل های شمال است. عبدالرضا سنگاری افزود: این آفت که از گونه های قارچی است در مدت زمانی نزدیک به ۲ تا ۴ هفته میتواند سبب خشک شدن درخت شود. وی با بیان اینکه هنوز نتوانسته ایم منشأ آفت را شناسایی کنیم، اظهار داشت: البته این آفت اکنون شناسایی شده و دفاتر گوناگونی دارند روی آن کار میکنند. سنگاری با بیان اینکه دامنه آلودگی آفت جدید به گونه ای است که میتواند جنگل های شمال را تماما آلوده کند، تصریح کرد: به دلیل شیوه گسترش این آفت حتی احتمال مرگ بلوط در جنگل های شمال نیز وجود دارد. قائم مقام حفاظت و حمایت سازمان جنگل ها و مراتع کشور در بیان شیوه های انتقال آفت قارچی نو ظهور فیتو فیتورا گفت: این آفت به شدت به رطوبت علاقه دارد و همین امر نیز سبب گسترش آن شده است. در عین حال که پرندهها، حیات وحش، کفش های انسان و لاستیک ماشین، همه میتوانند سبب انتقال این قارچ و افزایش دامنه گستره شیوع آن شوند. وی در ادامه تصریح کرد: حتی باد هم میتواند سبب انتقال این قارچ شود.
سنگاری با بیان اینکه تصمیم گرفته شد در مناطق آلوده اجازه تردد گردشگران به دلیل امکان انتقال آفت به سایر درختان و مناطق داده نشود، در بیان میزان خسارات وارده و حجم آلودگی گفت: برآورد های اولیه حکایت از آلودگی هزار هکتار از جنگل های شمال دارد، در عین حال که بخش هایی از جنگل گلستان، منطقه قرق، بخش هایی از جنگل های گیلان و حتی بخش هایی از جنگل های ساری را نیز آلوده کرده است.
این کارشناس در تشریح راه های پیشگیری از گسترش این آلودگی عنوان کرد: قطع پایه های درختان آلوده و محصور کردن منطقه آلوده و قطع ارتباط آن با مناطق سالم از جمله کارهایی است که برای جلوگیری از گسترش این آفت در حال انجام است.
سنگاری همچنین در تشریح منشأ این آفت گفت: منشأ آفت هنوز به درستی مشخص نیست، میتواند منشا محیطی داشته باشد و حتی میتواند از زباله ها نیز باشد. وی تصریح کرد: این آفت کاملا جدید است و از ۲ ماه پیش تا کنون کارشناسان متوجه ورود این قارچ به جنگل های شمال شدهاند.
۱۱
چشمه باباامان در کیلومتر ۱۰ جاده بجنورد – مشهد، به فاصله تقریبی ۳۰۰ متر از جاده، واقع شدهاست. آب این چشمه، جزء دسته آبهای سولفاته کلسیک و سدیک است و مصرف آن صفراآور و ملین و تسهیل کننده اعمال گوارشی و دافع سموم است. این پارک دارای استخرهای متعدد و پارک جنگلی است و حدود ۴۰ هکتار وسعت دارد. در این تفرجگاه امازاده آی وجود دارد که به بابا امان مشهور است. این تفرجگاه به دلیل قرار داشتن در کنار جاده اصلی در فصول مسافرتی یکی از محلهای اصلی اتراق مسافرین و زائرین است. مجموعه تفریحی باباامان در منطقه جنگلی حاشیه جاده ارتباطی بجنورد به مشهد با هشت استخر و آبشار و بیش از ۲۰۰ هکتار جنگل، توقفگاهی جذاب برای مسافران و زایران در این خطه است. بیش از ۴۰۰ هزار اصله درخت از قبیل چنار بعضا ۴۰۰ ساله به همراه درختان زبان گنجشگ، اقاقیا، زالزالک، زردآلو و بید در این مجموعه وجود دارد چشمه این مجموعه تفریحی که از نوع آب های معدنی محسوب میشود ۳۵ تا ۴۰ متر مکعب در ثانیه آبدهی دارد. آب باباامان از چهار نقطه درون تپهای میجوشد و به درون استخرهایی میریزد که با اختلاف سطح ساخته شدهاست. از میان درختان چنار کهنسال، بر فراز تپهای که چشمه در مجاورت آن قرار دارد، بنای امام زادهای معروف به شاهزاده اسماعیل قرار دارد. در آغوش تپهها، درختان انبوه و مناظر تماشایی باباامان تاسیساتی نظیر متل، رستوران، پارک کودک و محل استراحت خانوادهها جای گرفته است هوای لطیف و شب های دل انگیز و زیبای باباامان هر گردشگری را به خود جذب میکند.
منبع: ویکیپدیا
دهی از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد ۶ هزارگزی شمال خاوری بجنورد سر راه شوسه بجنورد به قوچان. جلگه معتدل. سکنه آن ۱۷۷ تن شیعه، کرمانجی. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آنجا غلات بنشن و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه ماشین رو دارد چشمه معروف باباامان در این ده است.
منبع: لغت نامه دهخدا
۱۰
تعویق ، رفتار عربستان در برابر زئران ایرانی را تصحیح می کند
کارگزاران زیارتی بر این عقیده اند که حذف رقمی نزدیک به یک میلیارد دلار ارز از شبکه پولی عربستان که هر ساله به واسطه حضور عمره گذاران ایرانی وارد این کشور میشود، موجب می شود که دیگر به زائران ایرانی بی احترامی نکنند.
خانه شریعتی نشانی از موزه ندارد
چنانچه آثار و تالیفات علی شریعتی را مرده ریگ وی برای معدود نخبگان جامعه فرض کنیم، شاید بتوان خانه به جای مانده از وی را که چند سالی است به موزه بدل گشته، پلی ارتباطی میان عامه جامعه با این اندیشمند معاصر پنداشت. اما خانه موزه شریعتی با گذشت سه سال از افتتاح از حداقل امکانات موزهای چون راهنما محروم است.
عربستان ویزای گروهی صادر می کند
مقامات توریسم عربستان سعودی در راستای اجرای سیاست های جلب توریست، از این پس ویزای دسته جمعی برای توریست های غیر عرب صادر می کنند.
۸ کشته و ۱۲ مجروج در واژگونی قطـار تهران – مشهد
در پی خروج قطار سریع السیر مشهد – تهران از ریل تا کنون ۷ تن کشته و ۱۲ تن دیگر مجروح شدند.
عصر روز دهم به نمایش درآمد
فیلم سینمایی عصر روز دهم آخرین ساخته مجتبی راعی شامگاه گذشته، دوم بهمن ماه، برای نخستین بار و با حضور حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها و جمعی از اهالی سینما و اصحاب فرهنگ به نمایش در آمد.
فروش اینترنتی بلیت قطارهای مسافری نوروزی آغاز شد
شرکت قطارهای مسافری رجا اعلام کرد فروش اینترنتی بلیت قطارهای مسافری نوروز ۸۹ با تخصیص ۳۰ درصد از کل ظرفیت قطارهای درجه یک آغاز می شود.
بـالا بـودن سـرعـت علت حادثه قطار مشهد اعلام شد
عضو کمیسیون بررسی سوانح راهآهن اعلام کرد: طبق بررسیهای اولیه بالا بودن سرعت و عدم رعایت سرعت معین و مجاز برای ورود به ایستگاه، علت بروز سانحه قطار مسافری مشهد – تهران بوده است.
باز هم حضور توپولف در آسمان ایران سانحه آفرید
هواپیمای توپولف اصفهان به مشهد با ۱۵۶ مسافر و ۱۳ خدمه در فرودگاه هاشمینژاد مشهد دچار سانحه شد. این سانحه تاکنون ۴۲ زخمی داشته است.
تخریب بافت تاریخی، صنعت گردشگری یزد را نابود میکند
حفظ یا تخریب بافت تاریخی یزد به عنوان بزرگ ترین بافت خشت خام جهان، همواره محل مناقشه بوده است. طرفداران نوسازی شهری بافت تاریخی را فرسوده را خطاب می کنند و نظر به نوسازی آن دارند این در حالیست که کارشناسان گردشگری اعتقاد راسخی به حفظ بافت با تمام اجزا و ارکان داشته و بافت تاریخی را ضامن رونق پایدار صنعت توریسم در یزد میدانند.
باید با تفکر تخریب بافت تاریخی یزد برخورد جدی شود
در پی اظهار نظر یکی از اعضای شورای اسلامی شهر یزد که از تخریب دو سوم بافت تاریخی گفته بود، عضو شورای مرکزی تشکل های دوستدار میراث فرهنگی یزد خواستار برخورد جدی سازمان میراث فرهنگی با این قبیل اظهارات شد.
بوی فاضلاب از قنات زارچ بلند است
قنات زارچ، یا فاضلاب زارچ مسئله این است. مدتهاست که که گردشگران با در پلمپ شده قنات زاچ رو به رو هستند. قنات بوی فاضلاب میدهد و در حومه شهر هم کشاورزان دیگر از آب آن برای آبیاری محصولات کشاورزی استفاده نمیکنند.
مرگ قریب الوقوع بلوط ها در جنگلهای شمال
ورود آفت جدید به جنگلهای شمال، این جنگلها را با خطر آلودگی کامل و حتی نابودی درختان بلوط رو به رو کرده است.
باز هم اشتباه یونسکو و بی توجهی متولیان
در حالیکه تنها دو ماه از انتشار عکس مقبره ملاحسن کاشی به جای گنبد سلطانیه در سایت میراث جهانی (یونسکو) میگذرد، بار دیگر این اشتباه فاحش رخ عیان کرده است. اکنون در سایت میراث جهانی عکس بزرگی از مسجد جامع اصفهان در کنار توضیحاتی از میدان امام اصفهان (نقش جهان) قرار دارد.
منابع: دنیای سفر و گردشگری و CHN
۱۰

مسعود علویان صدر، معاون حفظ و احیاء و ثبت آثار تاریخی که به منظور شرکت در مراسم ثبت آثار ناملموس جهانی به ابوظبی رفته است در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری میراث فرهنگی گفت: حدود ساعت ۱۱ صبح امروز ۸ مهرماه نوروز به فهرست میراث ناملموس جهان پیوست. وی در ادامه گفت: پس از اعلام خبر ثبت نوروز دکتر مجیدی، به عنوان نماینده ایران در پشت تریبون قرار گرفت و در این باره سخنرانی کرد.
تشکیل پرونده ثبت جهانی نوروز حدود سه سال قبل با شرکت حدود ۱۰ کشور منطقه که بیشتر آنها همسایگان ایران هستند، آغاز شد و در نهایت با حضور ۷ کشور به ثبت رسید. این کشورها عبارتند از: ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه.
علویان صدر در پاسخ به این سوال که چرا کشورهای تاجیکستان و افغانستان که مراسم نوروز در آن ها برگزار می شود در تشکیل این پرونده نقش نداشتند گفت: تاجیکستان هنوز به عضویت کنوانسیون میراث ناملموس جهانی در نیامده است و افغانستان نیز به تازگی به این کنوانسیون ملحق شده و نتوانست خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند.
معاون حفظ و احیاء و ثبت آثار تاریخی درباره تشکیل پرونده نوروز گفت: در این پرونده تمام ریزنکاتی که در برگزاری آیین نوروز وجود دارد دیده شده است. این ریزنکات قبل و هنگام مراسم نوروز از قبیل خانه تکانی، هفت سین و حتی پخت و پزهای زمان عید و غذاهای سنتی این روز را شامل می شود.
۲۲
۲۵
جنگل ابر یکى از دست نخورده ترین جنگلهاى ایران است که در ۳۵ کیلومترى شمال شرق سمنان قراردارد. جنگل ابر از جنگلهای زیبا و خوش آب و هوای استان سمنان است که در ۵۰ کیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستای ابر قرار دارد. این جنگل با ۳۵ هزار هکتار وسعت در ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور است و از آن جا که فضای این جنگل را پوششی از ابر فرا گرفته به همین دلیل این جنگل را جنگل ابر مینامند. ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت در فصل گرما و وجود چشمه سار های فراوان و پوشش جنگلی متنوع از شاخصههای این جنگل است.

این جنگل در استان سمنان و در نزدیکى روستاى ابر واقع شده و تقریبا مرز استان سمنان و استان گلستان است. جایى که از ضخامت کوههاى البرز کاسته مىشود و ابرهاى گرفتار در پشت این دیواره از لا به لاى درهها به سمت جنوب سرازیر مىشوند؛ به همین خاطر تقریبا از بعد از ظهر تا نیمههاى شب با سرد شدن هوا چنان مىنماید که جنگل به روى ابرها سوار شده است. این اتفاق منطقه ابر را دگرگون کرده و آب و هوایى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. در قسمتهاى جنوبى جنگل، یعنى قسمتى که به تمدن نزدیکتر است پوشش گیاهى تنک دیده مىشود. در عمق جنگل تپههاى پرشیبی وجود دارد که سراسر پوشیده از درختان بلند است. مشهورترین درخت منطقه اورس است. درختى با ریشه هاى بلند که روى زمین مىخزد. مناطق ابتدایى جنگل ابر ییلاق چوپانان گلستانى است، اما در عمق جنگل اثرى از انسان دیده نمىشود. جنگل ابر شاهرود با ۳۵ هزار هکتار وسعت به سه دلیل برای دنیا اهمیت دارد. اول این که قسمتی از جنگلهای باستانی هیرکانی است و گیاهان دارویی آن کم نظیر است. دلیل دوم مربوط به اکوتن این ناحیه میشود؛ یعنی مرز میان بند بین دو اکوسیستم منطقه نیمه بیابانی و جنگلی. به طوری که میتوان در جنگلهای این ناحیه درختان سوزنی برگ را در کنار درختان پهن برگ مشاهده کرد که این امر در گونه های جانوری هم تاثیرگذار بوده است. دلیل سوم آنکه به خاطر جغرافیای خاص منطقه که دو منطقه کم ارتفاع و بلند را در کنار هم قرار داده است، شاهد تشکیل اقیانوس ابر در این منطقه هستیم که پدیده کم نظیری در دنیا محسوب میشود.

قدمت جنگلهای هیرکانی که جزو بقایای دوران سوم زمین شناسی هستند از یک سو و وجود ۸۰ گونه گیاهان چوبی به همراه گونه های گیاهی بسیار نادری مانند راش، بلوط، توسکا، نارون، گیلاس وحشی، بارانک، سرخدار، نمدار و … از سوی دیگر، نشان میدهد که این اراضی میتوانند همچون موزه زندهای برای جذب گردشگران داخلی و خارجی مورد استفاده قرار بگیرند. بخشی از گردشگران این منطقه، گیاه شناسانی هستند که برای دیدن گونههای نادر گیاهی موجود در جنگلهای هیرکانی به ایران میآیند. دسته دوم، توریستهای عمومی هستند که بیشتر از کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه به ایران میآیند.
۳۰
شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق میشود، که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک میدارند و این شب را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.
پیشینه جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم عهود دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می داد و در طول سال با سپری شدن فصول و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیت هایشان را بر اثر آن تنظیم می کردند. آنان ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می شود و از این روی در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر استفاده می کردند. این اعتقاد برایشان پیدا شد که نور و روشنایی و تابش خورشید مظاهر نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. بدین سان مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی – هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، به همین جهت آن را شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. به همین خاطر در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می شد و در اوستا، واژه Sareda , Saredha سرد یا سرذ که مفهوم سال را افاده می کند، خود به معنای سرد است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانی لندن خره روز ثبت شده، اگرچه در بعضی مآخذ دیگر خرم روز نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه یلدا چنین آمده است: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است.
* تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می رسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر میآوردند و خوانی ویژه می گستردند، هر آنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. سفره شب یلدا، میزد Myazd نام داشت و شامل میوه های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لرک Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود که به افتخار و ویژگی اورمزد و مهر یا خورشید برگزار می شد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند میزد نیز نهاده می شد. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنه کوه های البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام نی ید را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز عمدتا به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیانا مرتکب بدی کردن شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
واژه یلدا واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان آرامی است) به معنای تولد. زبان آرامی یکی از زبانهای رایج در منطقه خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته میشده، وارد زبان پارسی شده است).
* امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشن های پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه ای از جشن های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. هنگام توسعه آیینهای رازآمیز در اروپا و سرزمین های تحت فرمانروایی امپراطوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه میافت و انقلاب زمستانی را شامل میگردید. از آن جا که رومیان از گاه شماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می نمودند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدودا در ۲۵ دسامبر واقع میشد. هنگام عید ساتورنالیا، رومیها اقدام به برپا داشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزاد کردن موقتی برده ها می نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن میگرفتند. این جشن ها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه میافت که رومیان انرا روز ماه و سال جدید میدانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود همچنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزیند تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می نامد، جایگزین نمود تا از التقاط این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته میشود روز غسل تعمید مسیح میباشد را به عنوان روز میلاد مسیح جشن میگیرند. تاریخ دانان تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمیدانند، اما مسیحیان با رجوع به اناجیل و با توجه به اشاره های آن به فصل زراعت و اعتدال هوا میلاد مسیح را در اعتدالین (بهار یا پاییز) واقع میدانند. فرانتس کومون، باستانشناس بلژیکی و موسس میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملا برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) میدانند لیکن این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله آمیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل گشته است. با این حال زادروز میترا در آیین باستان مهر در ایران زمین مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز ۲۱ یا ۲۲ دسامبر بوده است و جشن زادروز میترا در آیین میتراییسم روم هم با انقلاب زمستانی مصادف بوده که به علت پیروی رومیان از گاه شماری یولیانی در ۲۵ دسامبر واقع میشده است.
* در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن باز زاییده شدن خورشید، مصادف با شب چله، برگزار میشده است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانه ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پایکوبی میپرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی میداشتند. همچنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده مینمودند که نشانه پایان سال و آغاز سال نو بوده است.
* در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بوده است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، مینامیدند (که از ریشه کلمه ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده است و معنی اش، میلاد و تولد است). ریشه های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی ماندهاست از مهمترین این جشنهای میتوان به جشن ساتورن اشاره کرد.
* در قسمتهایی از روسیه جنوبی، هماکنون جشنهای مشابهی به مناسبت چله برگزار میکنند. این آیینها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازیهای محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیینهای ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیینهای شبهای جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیینها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم میخورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
* یهودیان نیز در این شب جشنی با نام ایلانوت (جشن درخت) برگزار میکنند و با روشنکردن شمع به نیایش میپردازند.
* آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا میخورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند میگذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
* نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته میشود و از آن با نام خرم روز (خره روز) یاد میگردد و آیینهایی ویژه در آن روز برگذار میشود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.
* در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جام های سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همه برده ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند (صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا میشده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه ها که اکثرا کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز میکنند و نیروی باروی را در خویش افزایش میدهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی میکنند.
* در خطه شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچ های تزیین شده به خانه تازه عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه ها را تزئین میکنند و شالهای قرمزی را اطرافش میگذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین میکنند و به خانه عروس میبرند.
* سفره مردم شیراز مثل سفره نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله نشینان شده است.
* همدانیها فالی میگیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچه ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشسته اند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه است در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده میشود که از معمول ترین خوراکیهای موجود در ابن استان هاست.
* در شهرهای خراسان خواندن شاهنامه فردوسی در این شب مرسوم است.
* در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم میدهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش میخورند.
* در گیلان هندوانه را حتما فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. آوکونوس یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه میشود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوش های خارج از هوای گرم اطاق میگذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب میخورند. (آو= آب و کونوس = ازگیل)
* مردم کرمان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب میآورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه میآورند.
۰۷
آبشار اخلمد نام آبشاری است در استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران.
این آبشار در ۲ کیلومتری روستای قدیمی اخلمد جریان دارد. آهکی بودن جنس کوههای اخلمد باعث پیدایش حفرههای ژرف مدور در زیر این آبشار شده است. این دره دارای دیواره های صخرهای با ارتفاع حدود ۲۰۰ – ۳۰۰ متر میباشد که یکی از بزرگترین مناطق برای ورزش مفرح سنگ نوردی در ایران میباشد از دیوارههای معروف آن میتوان به (دیواره سفید، الله اکبر، عقاب و…) نام برد. این دره دارای چندین آبشار میباشد که ۴ تای آن ها دائمی و چندین آبشار فصلی دارد. آبشار اصلی خلمد حدود ۴۰ متر ارتفاع دارد.
به علت ارتفاع زیاد و بارندگی فراوان، آبشار اخلمد در ماه های ابتدای هر سال دارای بیشترین مقدار آب و زیبایی فریبندهای میشود. زمین و رسوبات این منطقه به دلیل پیدایش فسیلهای آمونیت متعلق به اواخر دوران ژوراسیک است. اخلمد در ۸۴ کیلومتری مشهد و در امتداد جاده مشهد – قوچان واقع شده است. فاصله جاده فرعی آن تا جاده آسیایی حدود ۱۶ کیلومتر است. در انتهای رودخانه پر آب آن دو آبشار وجود دارد که ارتفاع یکی از آن ها ۲۳ متر است. از روستای اخلمد تا آبشار حدود ۳ کیلومتر فاصله است که این مسیر را باید پیاده طی نمود. آبشار اخلمد دیواره های عمودی و بلند کوه های آن، هوای پاکیزه و ییلاقی، و انواع میوه های گیلاس و سیب درختی آن مشهور است. در مدخل دره اخلمد بندی است که به همت و یا در زمان بایسنغر میرزای تیموری فرزند شاهرخ و حاکم توس در نیمه اول سده نهم ساخته شده است. باغات فراوان و میوه های آن مخصوصا سیب اخلمد معروف است.
کوه های اخلمد هم به دلیل ارتفاع و مسطح بودن و زیبایی فوق العاده هر سال سنگ نوردان، کوه نوردان و مسافران زیادی را به سوی خود جلب می کند.
۱۸
غار مغان در ۳۵ کیلومتری شهر مشهد و در جنوب روستای مغان واقع شده است. این غار دارای دو دهانه است. ارتفاع آن از دریا ۲۹۱۰ متر میباشد. درون غار آثار استالاگمیت و استالاکتیت و چندین حلقه چاه وجود دارد که عمق یکی از این چاه ها ۲۵ متر میباشد. همچنین در این غار پرتگاهی به عرض ۳۵ سانتیمتر و برکه آبی وجود دارد. این غار در سال ۱۳۲۴ توسط کوهنوردان شهرستان مشهد کشف شده است.
این غار دارای دهلیز ها و راه های پر پیچ و خم گوناگونی است که در صورت عدم آشنایی با محیط احتمال گم شد زیاد است. از سقف این غار زیبا ستون هایی که از جنس آهکی هستند آویزان است و منظره بسیار جالبی را به وجود آورده اند. در درون غار چشمه آبی وجود دارد که علاوه بر زلالی و گوارایی آن بسیار سرد است به طوری که در تابستان نیز نمی توان بیشتر از چند لحظه دست و پارا در آن نگه داشت. البته ممکن است پیدا نمودن این چشمه کار حضرت فیل باشد و چون اینجا غار است ممکن است حضرت فیل را هم پیدا کنید. درون این غار چاه های مختلفی نیز وجود دارد که درون بعضی از آن ها پرندگانی (خفاش) نیز زندگانی می کنند. ده مغان در جنوب مشهد و مسیر آن از طریق شهرک سیدی و عبور از جاده خلج می باشد. وقتی به روستای مغان رسیدید راه خود را از جاده اصلی روستا ادامه دهید تا به محلی بنام سرچشمه برسید. از آن جا تا غار حدود پنج کیلومتر به سمت چپ باید بروید. بدون راهنما تا وقتی تابلو نگذارند گم می شوید. البته بعضی دوستان روی برخی سنگ ها و درخت ها در جهد غار فلش گذاشته اند که به خاطر بارندگی و عبور و مرور کم رنگ شده است. اگر آدم کار واردی باشید می توانید با کمی پرس و جو از اهالی مسیر را پیدا کنید. ممکن هست مانند من به خاطر دوندگی برای پیدا نمودن غار بسیار خسته شوید و مجبور شوید یک هفته پا درد را تحمل کنید.
غار مغان در ۴۰ کیلومتری جنوب مشهد قرار دارد. برای رسیدن به این غار باید از جاده کوهستانی پر پیچ و خمی که از منطقه سیدی در جنوب مشهد و کوه خلج شروع می شود، عبور کرد و پس از گذشتن از روستاهای بسیار دیدنی منطقه مانند بلاندر، اردمهن و خان رود به مغان رسید. غار دارای شیبی به سمت پایین بوده و ستون های آهکی استالاگتیت و استالاگمیت فراوان و بزرگی دارد. درون غار چشمه ها و چاه ها و راهرو های متعددی وجود دارد که در صورت عدم علامت گذاری و طناب کشی به گم شدن حتمی بازدید کنندگان می انجامد. درون غار به وسیله چاه ها به سه طبقه تقسیم شده است. ارتفاع بعضی از چاه ها تا ۲۵ متر است. غار مغان متعلق به دوران دوم زمین شناسی است و قدمت آن از البرز و دماوند بیشتر است. کف مرمرین غار مغان متعلق به دوران دوم زمین شناسی می باشد. کف مرمرین غار در اغلب جاها مرطوب و لغزنده می باشد. در این غار نمونه های سنگی بسیار تیپیک از بلورهای آراگونیت و کربنات کلسیوم را نیز می توان رویت کرد.
۰۵
دره شمخال نامی است برگرفته از روستایی کوهپایه ای به همین نام که از شمال شرقی به کوه آسلمه و از جنوب شرقی به رودخانه دائمی کال شمخال محدود است. این روستای بنای تاریخی کهنی ندارد اما اقلیم مساعد، خاک مرغوب و منابع غنی آب، تاثیر فراوانی در شکل گیری روستا داشته و اسم روستا ظاهرا از یک نوع تفنگ به نام شمخال گرفته شده است. در میان خنکای این دره زیبا، نوای گوشنواز آب، نسیم دل انگیز برخاسته از عطر درختان سر به فلک کشیده سپیدار در تلاقی آب و باد روح را می نوازد، درون را آرامش می بخشد و چشم ها را می شوید. همه چیز برق و جلای دیگری دارد پاها در خنکای آب جاری در میان صخره ها، لذتی وصف ناشدنی به وجود آدمی می دمد. این خنکا در اوج گرما عطش را فرو می نشاند و خستگی را از تن برون می کند، گویی آبشارها آهنگ زندگی را در گوش نجوا می کنند و صدای پای آب با صدای پای تو در هم می آمیزد نوای دل انگیزی را ساز می کند که در هیچ سازی نمی توان یافت. اینجا شمخال دره ای به زیبایی بهشت بر روی زمین است جایی بکر که هنوز دستخوش تغییرات زیادی نشده است. این دره و روستای زیبای آن در در فاصله سه کیلومتری جنوب شهر باجگیران و ۶۵ کیلومتری شمال غربی قوچان واقع شده است.
دره دارای شیب ملایمی است که در ورودی خود روستایی به همین نام با بافت مسکونی متراکم را جای داده و استمرار آن درمیان دره خوش آب وهوای شمخال موقعیت منحصر به فردی به این روستا داده است. در مدخل ورودی زو (دره) رودخانه ای فصلی جاری است که هنوز آب چندانی در آن دیده نمی شود اما هر چه به داخل دره فرو می رویم بیشتر زیبایی ها و آب جاری و زلال آن چشمگیر می شود. دره با پیچ و خم های بسیار و جذابیت های زیاد است چنانکه در پس هر خم آن چشم اندازهای ویژه ای را به نمایش می گذارد، دره شبیه مازی است که باید تمام آن را گشت تا همه زیبایی هایش را حس و لمس نمود. رود فصلی جاری در مسیر در تمام مسیر همراهی مان می کند هر چند در آغاز راه چندان عمق و آبی نداشت اما هر چه جلوتر می رویم به یمن وجود چشمه سارها زیبای مسیر و آبشارهای جاری از اطراف صخره پر آب تر و جذاب تر می شود در عین آنکه بر زلالیت و شفافیت آن هم افزوده می شود. دیواره های عظیم و پر صلابت صخره ای اطراف چونان دژی رودخانه را در خود گرفته و در عین صلابت با سبزی سبزه و روشنی آب در آمیخته و جلوه ای زیبا و رنگی از آثار گذر زمان چون شکست ها و تخلخلها را بر دیوارها می توان دید. عطر درختان گردوی در آغاز مسیر با بوی خوش نم و رطوبت دیواره های سنگی عطر زندگی را همه جا پراکنده و هر چه پیش می روی بر تعداد بوته های تمشک وحشی کمای، موسیر، آنوخ، چریش (نوعی سبزی که در نان محلی استفاده می شود)، گون، درختچه های زرک وحشی و هزار و یک گیاه دارویی که برای مردم منطقه آشنایی دیرین اند بیشتر می شود. این شکوه، زیبائی، صفا و تنهائی نوعی افسون گری در خود دارد که چشم هر بیننده را افسون و در خود محو می کند.
ای کاش بشر هرگز بر این پدیده ها و طبیعت زیبای بکر پا نگذارد و اگر گذاشت فقط از آن لذت برد نه آنکه تیغی شود و آن را بخلد و به مرور ویران و تباه کند. اما زو یا دره شمخال نامی است برگرفته از روستایی کوهپایه ای به همین نام که از شمال شرقی به کوه آسلمه و از جنوب شرقی به رودخانه دائمی کال شمخال محدود است. این روستای بنای تاریخی کهنی ندارد اما اقلیم مساعد، خاک مرغوب و منابع غنی آب، تاثیر فراوانی در شکل گیری روستا داشته و اسم روستا ظاهرا از یک نوع تفنگ به نام شمخال گرفته شده است. مردم روستا که اینک حدود ۵۰۰ نفر هستند کرد کرمانج و پیرو مذهب شیعه اند و عموما از طریق کشاورزی به ویژه باغداری و دامداری و عده ای هم از راه صنایع دستی معیشت می گذرانند. در تابستان علاوه بر مزارع گندم و جو و علوفه، باغهای سرسبز انگور، گردو، بادام، زردآلو، آلبالو در اطراف منطقه بسیار چشمنواز و زیباست در عین آنکه لذت خوردن این میوه ها آن هم در پای درخت کم نیست. در حاشیه جنوب شرقی روستا، رودخانه دائمی کال شمخال جریان دارد که در مسیر آن آبگیر و حمام به صورت پلکانی ایجاد شده و زیبایی منحصر به فرد و جالب توجهی دارد. بخشی از ارتفاعات پیرامونی روستا دارای پوشش مرتعی است و بخشی دیگر صخره ای و هماره کوهنوردان بسیاری را در طول سال به خود جلب می کند.
زیارت امام زاده باء در نزدیکی روستای دربادام از رسوم ویژه مردم دره شمخال است که هر هفته به زیارت این امام زاده می روند و همچنین دختران دم بخت و زنان نازا نیز برای رسیدن به آرزوهای خود ضمن نیایش و دعا از زیر صخره ای در کنار امام زاده عبور می کنند.
در عروسی ها رقص محلی کردی همراه با انواع سازهای محلی کردی و نوای سازهای محلی دو تا، دهل و سرنا زیبایی خاص به مراسم می بخشد که برای هر غریبه ای بسیار جذاب و دوست داشتنی است. مردان این دره زیبا به ندرت پوشاک محلی برتن می کنند اما زنان همچنان لباس محلی کردی شامل پیراهنی بلند، نیم تنه و شلوار کردی با رنگ های سفید و سرخ و گل بوته های زیبا می پوشند و بر سر روسری بلندی با طرح ها و نقش های رنگی مزین به زیورآلات می بندند. گلیم، جاجیم، قالی کردی و پلاس با طرح ها و رنگ های متنوع و زیبا از جمله صنایع دستی این روستا است.
آنان هم چون بسیاری از مناطق دیگر کشور غذاهایی که عمومیت دارد چون آبگوشت و کباب و مانند آن را می پزند اما فطیرمسکه(نوعی نان محلی با کره تازه گوسفندی) انوان اشکنه و آش از غذاهای محلی خاص منطقه است. روستا جاده ای آسفالته دارد که از طریق شهر قوچان قابل دسترس است و مردم و گردشگران از آن طریق به منطقه دسترسی می یابند.